١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٠ - دفاع از زیارت عاشورا

استبعاد بر خلاف آن است و به معنای تمایل درونی به دور شدن احتمال خلاف تا مرز صفر است؛ به‌گونه‌ای که عقلا به آن اهمیتی ندهند و آن را در مقام عمل، به هیچ انگارند. این دو، دو روی یک قضیه‌اند؛ یعنی اطمینان، تمایل درونی به ثبوت یک چیز است و استبعاد، تمایل درونی به از بین رفتن احتمال خلاف است و این دو با هم ملازم‌اند.

هنگامی که ما به ساختمان مستحکم و قوی بنیانی وارد می‌شویم، به امنیت و سلامت در بنا تا حدود همجوار با علم مطمئن می‌شویم و پیشامد خطر را تا حدود نزدیک به صفر دور می‌شماریم؛ بنا بر حساب احتمالات که حسابی علمی و عقلایی است و عقلا برای آن اثری ایجابی و یا سلبی قایل‌اند.

اشکالی نیست در این که تمایل به منتفی بودن احتمال خلاف با حالت علم به انتفا متفاوت است، اما عقلا با آن همچون علم به انتفای احتمال خلاف رفتار می‌کنند و آن به معنای هیچ انگاری احتمال خلاف در مقام عمل است و هر کدام از آن دو نزد عقلا و نیز شارع حجت هستند.

در بارۀ حجیت عقلایی باید گفت که عقلا با آنها همچون علم به ثبوت و علم به منتفی بودن
احتمال خلاف رفتار می‌کنند. و در بارۀ حجیت آن نزد شارع باید گفت که شارع این اعتبار عقلایی را
در خصوص اطمینان و استبعاد، بی‌اثر نساخته است و عدم الغا در مانند این موارد، به معنای امضاست. پس آنها نزد شارع به مثابۀ علم‌اند و هر اثری که برای علم برقرار باشد، برای اطمینان و استبعاد نیز برقرار است.

تعیین موضوع بحث

ما در برابر یک مسألۀ فقهی قرار نداریم و زیارت عاشورا حکم فقهی نیست و نیز مسأله‌ای اعتقادی نیز محسوب نمی‌شود. اگر مسأله‌ای اعتقادی بود، خبر واحد برای ما سودی نداشت، مگر هنگامی که با قرینه‌هایی که سبب قطع یا اطمینان می‌شوند، همراه باشد.

ما درصدد آن نیستیم که این زیارت را عیناً همان متن صادر شده از امام باقر٧ معرفی کنیم؛ زیرا کم یا زیاد شدن یک کلمه یا جمله خللی به زیارت وارد نمی‌سازد و با آن نیز زیارت، حاصل است؛ همان‌گونه که در صورت اختلاف نسخه‌ها در سایر زیارت‌ها و دعاها نیز چنین است. و این زیاده یا نقصان مانع از آن نیست که ما خدای را با آن دعا بخوانیم و یا معصومان: را با آن زیارت کنیم؛ تا جایی که آن زیاده ما را در بدعت و یا مخالفت با کتاب و سنت وارد نسازد و این کاستی در هدف از زیادت اخلالی وارد نسازد. در زیارت عاشورا هیچ کدام از آنها نیست و مسألۀ لعن نیز در متنی که ابن قولویه; روایت کرده، وجود ندارد و مشکل لعن‌هایی را که در المصباح وارد شده، نویسنده به روش دیگری ـ که همان تتبع در نسخه‌های خطی آن کتاب و نیافتن آن جمله است ـ چاره‌سازی کرده است.

بنا بر این، مسألۀ مهم برای ما در این بحث، آن است که بدانیم آیا متن زیارتی که در کامل الزیارات و مصباح المتهجد وارد شده، مجعول است یا نه؟ برای دانستن این مسأله ناگزیریم اشخاصی را که ممکن است به جعل و وضع متهم شده ‌باشند، از شمار کسانی که نامشان در اسناد این روایت نزد ابن قولویه و شیخ طوسی< وارد شده است، جدا کنیم.