علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٦ - بنمايههاى غيبت امام عصر٤ در روايات
صَالِحٍ، عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ـ صلىاللهعليه وآله ـ: الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اسْمُهُ اسْمِي وَ کنْيَتُهُ کنْيَتِي، أَشْبَهُ النَّاسِ بِي خَلْقاً وَ خُلْقاً، تَکونُ بِهِ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ تَضِلُّ فِيهَا الْأُمَمُ، ثُمَّ يُقْبِلُ کالشِّهَابِ الثَّاقِبِ يَمْلَؤهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً کمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛[١]
جابر بن عبد الله انصارى گويد: رسول خدا فرمود: فرزندم مهدى نامش هم نام من است و کنيهاش کنيه من، شبیهترين مردم در خلقت و اخلاق به من است؛ غيبتى دارد و يک سرگردانى دربارهاش پيش آيد که امتها در آن گمراه شوند. سپس چون شهاب ثاقب پيش آيد و زمين را پر از عدل و داد کند؛ چنانکه پر از جور و ظلم شده است.
بررسى سندى
غير از مفضل بن صالح[٢] و جابر بن يزيد جعفى[٣] ـ که وثاقتشان مورد ترديد است ـ تمام افراد سند، نزد رجاليان ثقه شمرده شدهاند. اکنون بر مبناى گروهى که وثاقت اين دو راوى را مىپذيرند، اين سند «صحيح على التحقيق» است [٤] و حال آنکه بر مبناى آية الله خويى بهخاطر وجود «مفضل بن صالح»، سند ضعيف است.
تحليل روايات نبوى به گزارش صحابه
گذشت که تنها روايتى را که مىتوان از جهت سندى پذيرفت، «روايت جابر» است. متن اين روايت نيز با ديگر آموزههاى ما سازگار است. با توجه به اينکه راوى آن جابر بن عبدالله انصارى از بزرگان صحابه و اصحاب سرّ اهل بيت: است، مىتوان تصور کرد که او از دانستههايى که ديگران را ياراى فهم نيست، آگاه باشد؛ چه اينکه همو گزارشگر حديث لوح سبزين فاطمى است که اسامى دوازده امام در
[١]. براى آگاهى از شبهات مخالفان در زمينۀ غيبت امام عصر به كتابهاى زير مراجعه شد و اهم شبهات در شش دسته فوق ساماندهى گرديد. اين كتابها عبارتاند از: آمدن مهدي افسانه است، محمّد جودت اليوسف، ترجمه: اسحاق دبيرى؛ متي يشرق نورك ايها المنتظر (عجيبترين دروغ تاريخ)، عثمان بن محمد الخميس، تحقيق: عبدالله بن سلمان، ترجمه: اسحاق دبيرى؛ مهدي موعود يا مهدي، موهوم عبدالرحيم ملا زاده؛ بررسي علمي در احاديث مهدي، ابن الرضا ابوالفضل برقعى؛ چهار اثر ياد شده توسط انتشارات حقيقت وابسته به وهابيون در عربستان سعودى در سال ١٣٧٨ش / ١٤٢٩ق، به چاپ رسيدهاند؛ تطور الفكر السياسي الشيعي من الشوري الي ولاية الفقيه، احمد الكاتب، بيروت: دار الجديد، ١٩٩٨م، اول؛ غيبت و مهدويت در تشيع اماميه، دكتر جاسم حسين و دكتر ساشادينا، ترجمه: محمود رضا افتخارزاده، قم: ناشر مترجم، اول.
[٢]. ر.ک: الكافي، ج١، ص٢٢، ح ١٤؛ كمال الدين، ص٥١، ص٢٨٧، ح ٤ و ح ٥، ص٤١٢، ح ١٢؛ الارشاد، ج٢، ص٢٧٥؛ دلائل الامامة، ص٤٥٥ و ٤٦٨؛ كفاية الاثر، ص١٤٦.
[٣]. كمال الدين، ص٢٨٧، ح ٤.
[٤]. مثلاً در طبقۀ مشايخِ نويسنده سه نفر، در طبقۀ مشايخِ مشايخ نيز سه نفر و در طبقۀ بعدى، نام چهار نفر ديده مىشود. تمام اين ده نفر از بزرگان شيعه و راويان معتبر هستند كه در توصيف يكايك ايشان مىخوانيم «امامى ثقة جليل القدر». پس از اين ده نفر، نام دانشمند ثقه و جليل القدر شيعه، «حسن بن محبوب» ديده مىشود. و پس از او، داود بن حصين است كه او نيز ثقه است، ولى واقفى است. نفر آخر در سند نیز ابو بصير است كه در وثاقت او ترديد نيست.