علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٥ - محدودۀ مجاز تنبیهبدنی کودکان ازمنظر روایات اهل بیت
احمد بن محمد از او روایت نقل میکند ـ هم محمد بن یحیی خزاز است که این مطلب نیز به قرینه راوی و مروی عنه ثابت است.[١] این شخص نیز مورد توثیق است[٢] و بالاخره، غیاث بن ابراهیم نیز در کتابهای رجالی ثقه به حساب آمده است.[٣] بنا بر این، معلوم میشود که حدیث مزبور از جهت سند، تمام بوده و اشکالی بر آن وارد نیست.
و اما از جهت دلالت باید گفت که در نسخههای مختلف کتاب الکافی حدیث یاد شده، به دو صورت نقل شده است: در برخی نسخهها این طور است:
ادّب الیتیم مما تؤدّب منه ولدک.
و در برخی نسخهها چنین آمده است:
ادّب الیتیم بما تؤدب منه ولدک.[٤]
این اختلاف در نسخهها موجب تفاوت در معنا و دلالت حدیث نمیشود و در هر دو صورت، حدیث شریف دلالت دارد که تنبیهبدنی، به خاطر تأدیب، به طور مطلق جایز است و این جواز، چنانکه برای فرزند انسان ثابت است، برای یتیمی نیز که قصد تأدیب او را داشته باشیم، جایز خواهد بود. بنا بر این، به کمک این روایت، جواز مطلق تنبیهبدنی به منظور تأدیب و تربیت ثابت میگردد، ولی باید دید که آیا در بارۀ میزان تنبیهبدنی ـ که این حدیث شریف در خصوص آن اطلاق دارد ـ از روایات دیگر استفادۀ تخصیص میشود و حدّی از جهت مقدار تنبیهبدنی، وجود دارد و یا خیر؟
محدودیت از جهت مقدار تنبیهبدنی
به منظور اثبات محدودیت در میزان تنبیهبدنی، یک روایت وجود دارد که ابتدا باید از جهت سند و سپس از جهت دلالت بررسی شود تا معلوم شود که آیا این روایت میتواند تخصیص روایت مطلقی را که پیشتر اشاره شد، موجب شود یا خیر؟ روایت مورد نظر این است:
محمد بن یعقوب، عن الحسین بن محمد، عن معلّی بن محمد، عن الحسن بن علی، عن حماد بن عثمان، قال: قلت لابی عبدالله٧ فی ادب الصبی و المملوک، فقال: خمسة او ستة و أرفق.[٥]
بر این حدیث، از جهت سند، ایراد گرفته شده که از جمله ایراد کنندگان مرحوم علامه مجلسی است که حدیث مزبور را، بنا بر مشهور، ضعیف به حساب آورده است.[٦] به منظور مشخص شدن اشکال سندی این روایت، تک تک افرادی که در سند آن آمده، مورد بررسی قرار میگیرد.
[١]. رجال النجاشی، ص٣٥٣، ش ٩٤٦.
[٢]. جامع الرواة، ج١، ص٦٩.
[٣]. رجال الطوسی، ص٣٦٦.
[٤]. جامع الرواة، ج٢، ص٢١٥ ـ ٢١٦.
[٥]. رجال النجاشی، ص٣٥٩، ش ٩٦٤.
[٦]. همان، ص٣٠٥، ش ٨٣٣.