علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٢ - بنمايههاى غيبت امام عصر٤ در روايات
انديشوران شيعه نيز همواره بر خود واجب مىدانستند كه ضمن ترويج و دفاع از انديشه استوار شيعى، نقدها و شبهات وارده را پاسخ گويند.
شبههافكنى در محدودۀ انديشۀ اختصاصى شيعه در تمام دورانها به شيوههاى گوناگون وجود داشته است. در عصر حاضر نيز چون گذشته اين روند، با سرعتى بيشتر، ادامه يافته است. تحولات سياسى ـ فرهنگى نيز در كشورهاى شيعى بر شبهه افكنىهاى گسترده مخالفان دامن زده است.
در ميان مباحث ياد شده، مسائل مربوط به مهدويت از اهمّيت ويژهاى برخوردار است و هر روزه هجمههاى سفسطه گرايانهاى به مباحث ولادت، طول عمر و بويژه غيبت امام عصر٤ در قالبهاى گوناگون از جانب مخالفان رخ مىنماياند.
سامان يافتن كتابهاى متعدد در تبيين مسألۀ غيبت، از دير باز تا كنون، در جهت پاسخگويى به شبهات مطرح در اين موضوع بوده است؛ به گونهاى كه هر كتاب غيبت به دنبال رفع يكى از شبهات در زمينۀ غيبت امام عصر بوده است. از اين رو، غيبتنگارى، در يک گسترۀ زمانى، سالها پيش از رخداد غيبت توسط نويسندگان و محدثان شيعى آغاز و تا به امروز ادامه داشته است.[١]
اين پژوهش بر آن است تا به بحث «غيبت»، چگونگى و ابعاد آن در ميراث کهن بپردازد. و با بررسى روايات ريشهها و بنمايههاى غيبت را نخست گزارش وسپس ارزيابى و تحليل کند. و بدين سان، به پرسش زير پاسخ خواهد گفت:
انديشۀ غيبت از چه زمانى در سنت راه يافته است؟ به عبارت ديگر، آيا اين انديشه در سنت، ديرينهاى بس کهن دارد و يا در سدۀ سوم در تفکر شيعى راه يافته است؟
سؤال ياد شده، برگرفته از شبهات جديد برخى از عالمان اهل سنت، و دگرانديشان عصر حاضر است. آنان بر اين باورند که غيبت، ساخته و پرداختۀ عالمان شيعى در سدۀ سوم هجرى است؛ چه اينکه با شهادت امام حسن عسکرى٧، عالمان شيعى دريافتند که جامعۀ شيعى با بحرانِ امامت روبهرو گرديده است. از اين رو، براى برون رفت از اين بحران، مسألۀ غيبت را بنيان نهادند. اين شبهات و نظاير آن، در صورتى صحيح خواهد بود که هيچ خبر و اثرى در کلامِ معصومان وجود نداشته باشد. طبق اين شبهات، بايد تمام آثارى که به مسألۀ غيبت پرداختهاند، پس از سدۀ سوم نگارش يافته باشد.
به صورت تفصيلى بخشى از شبهات غيبت در آثار مخالفان،[٢] در چند سالۀ اخير، اين چنين است:
[١]. برای مثال، ر.ک: الغارات، ج١، ص٣٠٥؛ کشف المحجة، ص٢٤١؛ الامامة و السیاسة، ج١، ص١٥٥.
[٢]. ر.ک: الغارات، ج١، ص٣٠٥ ـ ٣٠٦.