علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٩ - دفاع از هشام بن حکم
و شاید شبهات تجسیمی که در سخنان وی وجود دارد، به ابو شاکر برگردد که هشام آنها را بیان داشته است. از این رو، ابن داود حلی میگوید:
در جلالت هشام بن حکم هیچ بحثی نیست، اما برقی فقط به خاطر آن که او از شاگردان
ابو شاکر زندیق بوده، بر او عیب گرفته است. این سخنان اعتباری ندارد؛ اگر در الفاظ او
چیزی واقع شده باشد، تأویل میشود که او را از طعن خارج سازد؛ زیرا که این شبهه از او دور است.[١]
این شهادت سوم ابن حلی به برائت هشام از شبهه تجسیم است.
آیة الله خویی روایات را ضعیف میداند و حسد را باعث این انتساب به وی میداند
آیة الله خویی نیز به برائت هشام از اتهام تجسیم شهادت میدهد؛ آن هنگام که میگوید اعتقادی به روایاتی که هشام را به تجسیم موصوف میسازند، ندارد و تمامی آنها را جعلی میداند که به سبب حسد و بغض نسبت به هشام ساخته شدهاند.
دلیل وی روایتی از قول امام رضا٧ است که وقتی در بارۀ هشام از او سؤال کردند، فرمود:
خدا او را رحمت کند! او بندۀ ناصحی بود و از سوی اصحابش به خاطر حسادت ایشان به وی آزار دید.[٢]
امام رضا٧ برای او طلب رحمت میکند و او را از شبهۀ تجسیم پیراسته میداند. نتیجه، این که در اینجا شهادتهایی بر برائت هشام بن حکم وجود دارد که او را از تهمت تجسیم ـ که افرادی از روی حسد و بغض ساختهاند ـ دور میسازد.
ما باید روایاتی را که در آنها ادعا شده که هشام از مجسمه است، بر علم رجال و درایه عرضه کنیم تا با مناقشه در آنها، به نتیجۀ واضحی برای بحث خود دست یابیم.
فصل دوم. روایاتی که به وسیلۀ آنها هشام بن حکم به تجسیم متهم شده است
١. روایت علی بن ابی حمزه:
روی شیخ کلینی باسناده، عن علی بن ابی حمزه، قال: قلت لابی عبدالله٧: سمعت هشام بن الحکم یروی عنکم أن الله جسم صمدی نوری... فقال٧: «سبحان من لا یعلم احد کیف هو الا هو، لیس کمثله شیء ... و لا تدرکه الحواس و لا یحیط به شیء، و لا جسم و لا صورة»؛[٣]
علی بن ابی حمزه گوید که به امام صادق٧ عرض کردم: من از هشام بن حکم شنیدم که از شما روایت کرده است، خدا جسمی است توپُر و نورانی ... فرمود: «منزه باد کسی که هیچ کس،
[١]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٥٢٩.
[٢]. رجال النجاشی، ص٤٣٤.
[٣]. الفهرست (طوسی)، ص١٥٨.