علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٢ - دفاع از هشام بن حکم
٦. نسبت جدال ناروا به امیرالمؤمنین٧
روایت سیوطی در این باره چنین است:
... عن علىL ، ان النبیI طرقه و فاطمة لیلاً، فقال: ألا تصلیان؟ فقلت: یا رسول الله! انما أنفسنا بید الله ان شاء ان یبعثنا بعثنا، و انصرف حین قلت ذلک و لم یرجع إلى شیئاً، ثم سمعته یضرب فخذه و یقول: وَ کانَ الْإِنْسانُ أَکثَرَ شَیءٍ جَدَلا.[١]
این روایت را بحرانی هم از زهری، از امام سجاد٧ نقل کرده و آن را چنین تأویل میکند:
وَ کانَ الْإِنْسانُ، یعنی: علی بن أبی طالب، أَکثَرَ شَیءٍ جَدَلاً: أی متکلماً بالحق و الصدق.[٢]
اما منبع او مسند ابن حنبل و مسند الموصلی و سایر منابع اهل سنت است. چنین برخوردی با ادب امیرالمؤمنین٧ نزد رسول خدا و نیز عزم و جدیت آن حضرت در عبادت ـ که کسی در آن تردیدی ندارد ـ سازگار نیست. از این رو، مرحوم شرف الدین آن را رد میکند و بر بخاری، ناقل اصلی این خبر، خرده میگیرد که چرا از امام سجاد امثال این اخبار موهون را نقل میکند.[٣] این نکته نیز قابل توجه است که این روایت درصدد ترویج و توجیه جبرباوری است و از سوی دیگر، نخستین حامیان اندیشۀ جبر امویاناند و ناقل این خبر در نقل بخاری[٤] ابنشهاب زهری است که با امویان ارتباط نزدیکی داشته است.[٥]
٧. نسبتهای ناروا به سلیمان٧
در بارۀ زندگی سلیمان٧ روایات متعددی نقل شده که متضمن اموری شگفت است و بدتر از آن، در بعضی از آنها نسبتهای ناروایی به ایشان داده شده است؛ ازجمله سیوطی ذیل آیۀ٣٤ سورۀ ص از امیرالمؤمنین٧ خبری طولانی نقل میکند که مشتمل بر غرایبی است؛ مانند این که شیطان در چشمۀ آبی شراب ریخت تا سلیمان بنوشد و مست شود تا او انگشتر آن حضرت را بدزدد.[٦] سیوطی در دو جای دیگر نیز از آن حضرت، دو خبر با این مضمون نقل میکند که حضرت سلیمان در بهجا آوردن نماز عصر کوتاهی کرد. [٧]
[١]. همان، ج٢، ص٢٩٧ـ ٢٩٨.
[٢]. در این باره كتب زیادی نیز تألیف شده است. كراجكی در كنزالفوائد فصلی را با عنوان «فصل فی الأشعار المأثورة عن أبی طالب بن عبد المطلب ـ رحمه الله ـ التی یستدل بها على صحة إیمانه» به این موضوع اختصاص داده است. (ج١، ص١٧٩ به بعد). فتال نیشابوری نیز در روضة الواعظین، در فصلی با عنوان «مجلس فی ذكر ما یدل على إیمان أبی طالب و فاطمة بنت أسد»، از این موضوع بحث كرده است. (ج١، ص١٣٨به بعد). شیخ آقا بزرگ از حدود سی كتاب از عالمان شیعه در دفاع از ایمان ابوطالب خبر میدهد. (ر.ک: الذریعة إلي تصانیف الشیعة، ج٢، ص٥١٤ـ٥١٢) از میان آثاری كه در این موضوع به چاپ رسیده، به دو اثر زیر اشاره میشود: رسالۀ ایمان ابی طالب از شیخ مفید ـ كه در ضمن مجموعۀ آثار ایشان در چاپ كنگرۀ هزارۀ شیخ مفید چاپ شده است ـ و كتاب دیگری با نام الحجة علی الذاهب الی تكفیر ابی طالب از عالمی شیعی به نام سید فخار بن معد موسوی كه این كتاب را انتشارات سیدالشهدای قم در سال ١٤١٠ق، چاپ كرده است.
[٣]. همان، ج٣، ص٢٨٣.
[٤]. الذریعة إلي تصانیف الشیعة، ج٢، ص٥١١.
[٥]. الدر المنثور، ج٤، ص٢٨.
[٦]. نهج البلاغة، خطبۀ ١٨٩.
[٧]. ابن شهرآشوب میگوید این روایت را خطیب در تاریخ بغداد و اشنهی در اعتقاد أهل السنة و أبو یعلى موصلی در المسند و قاضی أبوالحسن جرجانی در صفوة التأریخ و سمعانی در فضائل الصحابة از أبوسعید خدری و أبوذر و سعد بن أبی وقاص و أم سلمه نقل كردهاند. (متشابه القرآن و مختلفه، ج٢، ص٤٢)