علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٧ - معناشناسی «راسخان در علم» با تأکید بر کاربرد روایی
کاربرد این آیه در شناخت مفهوم و قلمرو مصادیق «راسخان» مفید به نظر میرسد و میتوان از آن چنین برداشت کرد که رسوخ در علم، لزوماً به معنای تام و مطلق کلمه ناظر نیست و نسبت به عالمانی نیز که بهطور نسبی و ناقص از دانش بهرهمندند، قابل اطلاق است. با این وجود، ممکن است گفته شود که «العلم» در تعبیر «الراسخون فی العلم» در آیۀ سورۀ نساء ناظر به علم تأویل قرآن نیست، بلکه به دانش خاص و معهودی که از عالمان اهل کتاب نسبت به رسالت پیامبر خاتم انتظار میرفت، مربوط است؛ بر خلاف آیۀ سورۀ آل عمران که میتواند به معنای مطلقی شامل دانش تأویل ناظر باشد. اما باید خاطرنشان ساخت که با صرفنظر از دلیل این تفکیک، آنچه در بیان برخی مفسران مایۀ اختصاص معنای راسخان در علم به معصومان شده است، غیر از روایات، تأکید بر معنای لغوی «رسوخ» است.[١] در حالی که این واژه در هر دو آیه در سیاق واحدی بهکار رفته است و اگر استعمال آن در آیۀ سورۀ آل عمران فقط مفید معنای تام و کامل رسوخ باشد ـ که فقط شایستۀ معصومان است ـ استعمال آن در آیۀ سورۀ نساء ـ که به عالمان اهل کتاب مربوط است ـ توجیهی نخواهد داشت.
حال، با نگاهی به روایات فریقین ـ که پیشتر گزارش شده ـ درمییابیم که در روایات اهل سنت، وصف مزبور در بارۀ برخی صحابه چون ابن عباس و زید بن ثابت ـ که به دانشهای قرآنی شهرت یافتهاند ـ مطرح شده است. اما در روایات شیعی، این وصف تنها بر پیامبر و اهل بیت معصوم ایشان اطلاق شده و از ظاهر برخی روایات، حصر این مفهوم در آن مصادیق نیز برمیآید؛ چنان که در روایت امام علی٧ تطبیق آن بر دیگران نفی شد.
در این باره به نظر میرسد، با توجه به شواهد گذشته در مفهوم رسوخ در علم، تعابیر روایی مزبور قابل حمل بر مصادیق کامل مورد نظر آیه است و صحت اطلاق آن را بر مصادیق و مراتب پایینتر نفی نمیکند؛ چنان که اساساً مفاهیمی چون علم و ایمان در قرآن و روایات به معنای کامل کلمه تنها بر پیشوایان معصومی که در علم و ایمان آنان هیچ جهل و خللی راه نمییابد، قابل تطبیق است، اما این امر مانع صدق آن مفاهیم بر مراتب پایینتر نیست.[٢]
بر این اساس، مثلاً در آیۀ ٢٩ سورۀ فاطر: )إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء(؛ خشیت الهی عالمان، در هر رتبهای به میزان علم و معرفت الهی آنهاست؛ کسانی که بهرۀ بالایی از علوم الهی دارند، از مرتبۀ بلندی از خشیت نیز برخوردارند و کسانی که به مراتب پایینتر علوم الهی موصوفاند، بهرۀ آنان از خشیت نیز به همان میزان است.
حال، مفهوم «راسخان در علم» نیز به معنای کسانی که هم در بُعد سلبی هرگز از حدّ و حریم علمی تجاوز نمیکنند و هم در بُعد ایجابی در حد اعلای علم و دانشاند و به همۀ علوم قرآنی اشراف دارند، تنها بر پیشوایان معصوم قابل تطبیق است و تصوّر چنین منزلتی برای دیگران خطاست و تعابیر حصری برخی روایات نیز ناظر به این معناست. اما در پرتو رهنمودهای پیشوایان، میتوان مراتبی پایینتر از رسوخ در علم را برای عموم دانشمندان قرآنی در نظر گرفت که به میزان رسوخ در علوم الهی و قرآنی، به معنای ایجابی از دانش تأویل آگاهاند و به معنای سلبی از ورود به عرصههای ناپیمودنی حذر میکنند.
[١]. نهج البلاغه، خطبۀ ٢٠١.
[٢]. ر.ک: جامع البیان، ج٣، ص١٨٣، ح ٦٦٢٩؛ تفسیر القرآن العظیم، ج٢، ص٥٩٩، ح ٣٢١١؛ المستدرک، ج٣، ص٥٣٦.