علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٢ - بنمايههاى غيبت امام عصر٤ در روايات
٤. در يکى از روايات امام باقر آمده است که «صاحب هذا الامر» داراى سننى از پيامبران است؛ سنت به ارث برده او از يوسف «السجن والغيبة»[١] است. آوردن عبارت «سجن»، با تمام روايات مشابه، حتى از امام باقر، سازگار نيست. دو احتمالْ قابل تأمل است؛ اول آنکه در سند اين روايت، نام دو تن از واقفیان ديده مىشود: «حسن بن علی بن أبی حمزة از رؤسا و بزرگان واقفی» و «عبد الله بن جبلة». بعيد نيست آنان براى اثبات قائم بودن امام کاظم از مسألۀ زندان ايشان سوء استفاده کرده باشند و روايات را اینگونه تحريف کرده باشند. احتمال دوم، آن است که تصحيف رخ داده است و عبارت «الحيرة» تبديل به «السجن» شده باشد. مؤيد اين نکته، روايات مشابه است، بويژه آنکه بعضى از آنها را همين راوى (ابو بصير) از امام باقر٧ روايت کرده است:
و روى أبو بصير، عن أبی جعفر٧ قال: فی القائم شبه من یوسف، قلت: و ما هو؟ قال: الحیرة والغیبة.[٢]
اکنون متن کامل یکى از روایات امام باقر٧ را مىخوانیم:
زراره گوید از امام باقر شنیدم که مىفرمود: براى قائم غیبتى است، پیش از آنکه ظهور کند. پرسیدم که دلیل غیبتش چیست؟ فرمود: مىهراسد ـ و به شکمش اشاره کرد ـ. زراره گفت: مقصود، کشتن است.[٣]
بنا بر آنچه گذشت، تردیدى نیست که بحث غیبت در عصر امام باقر مطرح شده است، ولى باید توجه داشت که این آغازین بیانات امامان در این باره با خواص جامعه شیعى است. دانشمندان شیعه نیز هنوز تصورى درست از غیبت نداشتند و این بسیار طبیعى است؛ چرا که تا عصر امام باقر هیچ زمانى نبوده که شیعیان از ارتباط با امام به طور کامل محروم باشند. از این رو، لذا اگر کسانى همچون زراره نیز از هضم مسألۀ غیبت در آغاز آگاهى از آن، متعجب مىشوند، ایرادى بر آنها نیست.[٤]
٢. غیبت در کلام صادق آل محمد٧
مسألۀ غیبت در عصر امام صادق٧، بیش از دورانهاى پیش مطرح گردید. فزونى روایات، تعدد راویان و گوناگونى روایات، بیانگر آن است که مطالب مربوط به غیبت براى بیشتر خواص، تقریباً روشن شده بود و در میان راویان گفتگوهایى در بارۀ این مسأله دیده مىشود.
بىتردید، شرایط سیاسى این دوران تأثیر مستقیمى در گسترش این مباحث داشته است؛ چه اینکه نازعات موجود بین عباسیان و امویان سبب شده بود شیعیان در ناملایمات پیش آمده انتظار قیام قائم را در میان آل محمد داشته باشند و در مواردى هم از امام صادق درخواست قیام مىکنند. گذشته از مردم کوفه ـ که در این دوران، بسیارى از شیعیان آن، در ارادت به اهل بیت زبانزد هستند، حتى شیعیان خراسان نیزـ که در دوردستترین مکانهاى بلاد اسلامى به سر مىبرند ـ بىصبرانه در انتظار قیام قائم هستند.[٥]
[١]. الغیبة (نعمانى) ، ص١٧١، ح ٣؛ الغیبة (طوسى) ، ص١٦٢، ح ١٢١.
[٢]. کمال الدین، ص٣٣٠، ح ١٤.
[٣]. «تكون له حيرة وغيبة يضل فيها أقوام، ويهتدي فيها أقوام». (همان، ص٣٣٠، ح ١٤)
[٤]. «إن للغلام غيبة قبل أن يقوم». ( الغیبة (نعمانى) ، ص١٧٧، ح ٢٠)
[٥]. «إن للقائم غيبتين يقال له في إحديهما: هلك ولا يدرى في أي واد سلك ». ( الغیبة (نعمانى)، ص١٧٣، ح ٨)