علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٠ - بنمايههاى غيبت امام عصر٤ در روايات
اسناد اين روايات تأمل برانگيز است و در هر سند دست کم يک يا چند نفر ناشناخته وجود دارد؛ اما متن آنها قابل پذيرش است و بیشتر، به طور اجمالى، از غيبت ياد کردهاند و چنانکه انتظار مىرود، در اين روايات از امام عصر با عنوان «قائم» ياد شده است و جامعه شيعه با اين واژه بيگانه نبوده، و لى مصداق آن را نمىدانستند.
تنها روايت ابو خالد کابلى به صورت متعين از قائم و حوادث آن دوران (مانند جريان جعفر کذاب و صدمات او) ياد کرده است که البته اين گونه بيان در سالهاى پايانى سده اول تأمل برانگيز است..
چنانکه ملاحظه شد، تعداد روايات صادر شده از معصومان در سدۀ نخست هجرى در پيشگويى غيبت بسيار اندک، مجمل و براى افراد ويژه بوده است. بنا بر اين، نمىتوان انتظار داشت که جامعه شيعى از غيبت آگاه بودهاند؛ چه اينکه اساساً نمىتوانستند تصور درستى هم نسبت به آن داشته باشند.
مرحلۀ دوم. دورۀ تصريح (نيمۀ اول قرن دوم هجرى)
١. غيبت در کلام امام باقر٧
شمار رواياتى که امام باقر٧ دربارۀ غيبت فرمودهاند، بيشتر از روايات امامان پيشين ايشان است. اگر چه تعداد اين روايتها قابل توجه است، اما با دقت در اسناد روايات متوجه مىشويم که نفراتى که بىواسطه از امام باقر روايت کردهاند، انگشت شمارند و اين تعدّدها مرهون تعددراويان طبقات بعدى است. اسامى راويان بىواسطه از امام باقر، به ترتيب الفبا، عبارتاند از:
إبراهيم ابن عمر اليماني،[١] أبو بصير (هفت روايت)،[٢] أبو جارود (دو روايت)،[٣] ام هانی (سه روايت)،[٤] جابر،[٥] زرارة (سه روايت)،[٦] عبد الملک بن أعين[٧] و محمد بن مسلم الثقفي[٨] و معروف بن خربوذ[٩].
غير از ام هانى ـ که ناشناخته است ـ بقيه افراد از بزرگان و معتمدان امام باقر و شيعه هستند. چهار نفر از ايشان در شمار گروه اول از اصحاب اجماع هستند. البته زياد بن منذر ابوالجارود نيز در امامى بودن و زيدى بودنش ترديد است، ولى مىتوان وثاقت و ملازمتش با امام باقر را پذيرفت. هر چند ام هانى و بعضى از اسامى سند روايتش ناشناختهاند، اما به نظر مىرسد که کلينى و صدوق روايت او را به عنوان
[١]. ر.ک: کمال الدین، ص٣١٤ تا ٣١٨. گفتنى است كه روايت اول از امام حسن است. آن حضرت جريانى را از برخورد امام على و خضر بيان فرمودهاند و مطالب از امام على است و امام حسن تنها راوى ماجراست. اگر اين روايت را روايت امام حسن برشماريم، تعداد روايات ايشان در مسألۀ غيبت دو تا خواهد شد و در مجموع، از حسنين چهار روايت در اين باره در كتاب مذكور آمده است.
[٢]. کمال الدین، ص٣١٧، ح ٢.
[٣]. همان، ص٢٠٧، ح٢٢.
[٤]. همان، ص٣٢١، ح٣.
[٥]. همان، ص٣٢٨، ح٨.
[٦]. همان، ص٣١٩، ح٢.
[٧]. همان، ص٣٢٣، ح ٧.
[٨]. همان، ص٣١٩، ح٢ و ص٣٢١، ح٣ و ص٣٢٣، ح ٧.
[٩]. همان، ص٢٠٧، ح٢٢.