علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٩ - دفاع از هشام بن حکم
نتیجه
از آنچه تقدیم شد، امور زیر نتیجه میشود:
١. تاریخ او را از این تهمت تبرئه میکند
تاریخ نمیتواند برای ما ثابت کند که هشام از مجسمه بود، بلکه از تاریخ درمییابیم که اختلافاتی
در بارۀ احوال او وجود دارد. بلکه، برعکس، برای ما بازگو میکند که او شخصیت بزرگی بوده و
وزنی علمی داشته است. و او از مبرزترین مناظرهکنندگان بهشمار میرفته که نظیر او را کمتر میتوان
در تاریخ یافت، بویژه در میدان عقیده و کلام. او کرّ و فرهایی در مناظره با معتزله و دیگران داشته
و از مذهب اهل بیت و قواعدی که به تنزیه مطلق خدا منتهی میشود و با تجسیم درنمیآمیزد دفاع کرده است.
٢. همچنین اهل رجال
تراجم رجال با ما از این سخن میگوید که این مرد بعید است که به چنین اتهاماتی متهم شود. او از متکلمان بزرگ شیعه محسوب میشود و در روایات ثقه است و ائمۀ شیعه مانند امام صادق و امام کاظم٨ او را در بیشتر مواقع، ستودهاند و امام رضا٧ برای او طلب رحمت نموده و حاسدان را سبب چنین اتهامی به وی معرفی کرده است.
١. گواهی موثقان او را از شبهۀ تجسیم منزه میسازد
گواهیهایی را برشمردیم که او را از شبهۀ تجسیم پیراسته میدارد؛ آنگونه که در قول نجاشی بود که او حسن التحقیق است و گفتیم که مراد از این وصف آن است که آنچه هشام بدان معتقد است، مطابق مذهب و اصول و قواعد مبتنی بر تنزیه به جمیع ابعادش است.
و نیز شهادت علامه حلی که از او دفاع کرد و در کتابش به اتهامات علیه وی پاسخ داد و سپس او را به مرد عظیم الشأن و رفیع المنزلت توصیف کرد.
همچنین شهادت ابن داود که در بارۀ او گفت، حال عقیده او معلوم است و ثناهای اصحاب برای او متواتر است. و نیز گواهی آیة الله خویی به برائت او از این تهمت را نقل کردیم که گفت من اعتقادی به روایاتی که هشام در آنها به تجسیم متهم شده است، ندارم و همۀ آنها را موضوع و مجهول دانست و سبب وضع آنها را حسد و بغض نسبت به هشام برشمرد.
٢. ضعف تمامی روایاتی که در آنها هشام متهم به تجسیم شده است
ما در تمامی این روایات مناقشه کردیم و روشن کردیم که آنها ضعیفاند و اعتباری ندارند.
٣. قراین و دلالتهایی که این شبهه را باطل میسازند
به نفی این شبهه با ادله و قراینی که او را از این اتهام پیراسته میسازند، استدلال کردیم که از جملۀ آنها این است که: