علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١١ - نقد و بررسی روایات تفسیری منقول از امیرالمؤمنین در الدرالمنثور
قبول باشد.[١] وانگهی معلوم نیست مراد از «هؤلاء» چه کسانی هستند که در آن زمان چنان جرأت و قدرتی داشتهاند که کسی را مجبور به جعل روایتی از امیرالمؤمنین٧ کنند و این کار به حالشان چه سودی داشته است.
٤. متعه (آیۀ ٢٤ سورۀ نساء)
یکی از مباحث مهم و جنجالی میان عالمان شیعه و سنی بحث متعه است. سیوطی دو روایت از امیرالمؤمنین٧ در تأیید حرمت متعه نقل میکند:
... عن على قال: نهى رسول اللهI عن المتعه، و انما کانت لمن لم یجد، فلما نزل النکاح و الطلاق و العدة و المیراث بین الزوج و المرأة نسخت... عن على بن أبى طالب، انه قال لابن عباس: انک رجل تائه ان رسول اللهI نهى عن المتعة.[٢]
جالب است که سیوطی با وجود نقل این روایات، این روایت مشهور را نیز از آن حضرت نقل میکند که:
لولا ان عمر نهى عن المتعة ما زنا إلا شقى.[٣]
علامه طباطبایی در بحث روایی، ذیل این آیه میگوید که روایات متعه با هم معارضه دارند و در حقیقت، خود آنها خود را باطل مىسازند و اهل بحث در مضامین آنها به هیچ حاصلى دست نمىیابند. تنها چیزى که همه در آن اتفاق دارند، این است که عمر بن خطاب در ایام خلافتش متعه زنان را حرام کرد و اختلاف فاحشى که در بین روایات هست، باعث شده که علماى اسلام، علاوه بر اختلافى که در اصل جواز و یا حرمت متعه کردهاند، اختلافى هم در نحوۀ حرمت و کیفیت منع از آن به راه بیندازند و اقوال عجیب و غریبى ـ که شاید به پانزده قول برسد ـ داشته باشند.[٤] در هر صورت، از آنجا که بر اساس حدیث ثقلین و دلایل دیگر، شیعه سخن اهل بیت: را حجت میشمارد، روایات حرمت متعه با توجه به ناسازگاریاش با آنچه از آن بزرگواران رسیده، قابل پذیرش نیست.
٥. ازدواج با مادر همسر و ربیبه (آیۀ ٢٣ سورۀ نساء)
در فقه شیعه، ازدواج با ربیبه (دختر همسر) مطلقاً[٥] و ازدواج با مادر همسر نیز در صورت دخول حرام است؛ ولی سیوطی از امیرالمؤمنین٧ دو روایت بر خلاف آن نقل میکند:
عن على بن أبى طالب فی الرجل یتزوج المرأة ثم یطلقها أو ماتت قبل ان یدخل بها هل تحل له أمها؟ قال: هی بمنزلة الربیبة... عن مالک ابن أوس بن الحدثان قال: کانت عندی
[١]. ر.ک: فقه الحدیث و روشهای نقد متن، ص٢١٢ـ١٧٧؛ همچنین ر.ک: مبانی و روشهای نقد متن حدیث از دیدگاه دانشوران شیعه، ص١٦٩ به بعد.
[٢]. مبانی و روشهای نقد متن حدیث از دیدگاه دانشوران شیعه، ص٣٢ـ٣١
[٣]. الدر المنثور، ج١،ص١٦
[٤]. ر.ک: الاستبصار، ج١، ص٣١٨، «باب النهی عن قول آمین بعد الحمد». شیخ طوسی در این باره میگوید: «و لا یجوز عندنا ان یقول القارئ عند خاتمة الحمد: آمین، فان قال ذلك فی الصلاة متعمداً بطلت صلاته». ( التبیان فی تفسیر القرآن، ج١، ص٤٦). او در كتاب الخلاف نیز چنین میگوید: «قول آمین یقطع الصلاة سواء كان ذلك سرا أو جهرا فی آخر الحمد أو قبلها للإمام و المأموم على كل حال». ( الخلاف، ج١، ص٣٣٢)
[٥]. الدر المنثور، ج١، ص٢٧٥.