علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٠ - دفاع از هشام بن حکم
جز ذات او نداند که او چگونه است. به مانندش چیزی نیست ... نه حواس او را دریابند و نه در چیزی میگنجد و نه جسم است و نه صورت».
برای سقوط این روایت و عدم اعتبارش، وجود علی بن ابی حمزه بطائنی کافی است؛ زیرا او یکی از ارکان واقفیه است. شیخ طوسی در چند جا گفته است:
او واقفی است و ابو الحسن علی بن حسن بن فضال گفته است: علی بن ابی حمزه، دروغگوی واقفی، متهم ملعون، من روایات بسیاری از او روایت کردم و کل تفسیر قرآن را از او از ابتدا تا انتهایش نوشتم، جز این که جایز نمیدانم یک حدیث را از وی روایت کنم.[١]
و ابن غضایری گفته است:
علی بن ابی حمزه ـ خدا او را لعنت کند ـ ریشۀ وقف است و دشمنترین مردم نسبت به امام بعد از امام کاظم٧ است.[٢]
سخن ابن ابی حمزه ضعیف است و آسیبی به جلالت قدر هشام بن حکم ـ که شهادتهای علمای رجال بر وثاقتش و مدح ائمه را برای او دیدیم ـ وارد نمیسازد.
٢. روایت محمد بن فرج رخجی:
و روی ایضاً بسنده، عن علی بن محمد، رفعه، عن محمد بن الفرج الرخجی، قال: کتبت الی ابی الحسن٧ أسأله عمّا قال هشام بن الحکم فی الجسم، و هشام بن سالم فی الصورة و کتب٧: «دع عنک حیرة الحیران، و استعذ بالله من الشیطان، لیس القول ما قاله الهشامان»؛[٣]
محمد بن فرج رخجی گوید: به امام دهم نوشتم و از او پرسیدم از آنچه هشام بن حکم
در بارۀ جسم گفته و هشام بن سالم در بارۀ صورت. در پاسخ نوشت: «سرگردانی و
حیرانی را از سر بگذار و پناه به خدا از شیطان رجیم ببر، قول درست آن نیست که دو هشام گفتهاند».
این روایت نیز ضعیف و غیر معتبر است؛ زیرا مرفوع است و در آن واسطهای مجهول وجود دارد. علاوه بر این، علامه مجلسی در دلالت این روایت مناقشه کرده و گفته است:
گفته شده که آنها گفتند به جسم، نه مانند اجسام و به صورت، نه مانند صورتها، شاید مقصود آن دو از به جسم، حقیقت قائم به ذات و به صورت، ماهیت باشد؛ اگر چه در اطلاق این دو لفظ به خدای تعالی خطا کردهاند[٤]
در هر حال، روایت قابل اعتماد نیست و ضعیف است.
[١]. رجال الطوسی، ص٣١٨.
[٢]. الفهرست (ابن ندیم)، ص٢٤٩.
[٣]. خلاصة الاقوال، ص٢٨٨ ـ ٢٨٩.
[٤]. رجال ابن داود، ص٢٠٠.