علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤١ - دفاع از هشام بن حکم
٣. روایت محمد بن حکیم:
و روی کذلک بسنده، عن محمد بن ابی عبدالله، عمن ذکره، عن علی بن العباس، عن احمد بن محمد بن ابی نصر، عن محمد بن الحکیم، قال: وصفت لأبی ابراهیم٧ قول هشام بن سالم الجوالیقی و حکیت له قول هشام بن الحکم أنه جسم. فقال: «إن الله تعالی لا یشبهه شیء، أی فحش أو خناء أعظم من قول من یصف خالق الأشیاء بجسم أو صورة»؛[١]
محمد بن حکیم گوید: برای ابو ابراهیم (امام کاظم٧) گفتۀ هشام بن سالم جوالیقی را بیان کردم و گفتۀ هشام بن حکم را حکایت نمودم که خدا را جسم میدانند، فرمود: «به راستی، چیزی به خدای تعالی مانند نیست؛ چه دشنام و ناسزایی بزرگتر است از گفتۀ کسی که خالق همه چیز را به جسم یا صورت توصیف کند».
این روایت نیز ضعیف و بیارزش است؛ زیرا مرفوع است و نیز در سند آن علی بن عباس جراذینی رازی واقع شده است که نجاشی در بارهاش گفته است:
به غلو متهم شده است و بر او عیب گرفته شده است. بسیار ضعیف است.[٢]
و ابن غضایری گفته است:
علی بن عباس جراذینی ابو الحسن رازی مشهور است. او تصنیفی در ممدوحان و مذمومان دارد که دلالت بر خباثت و انحراف در مذهبش دارد. به او توجه نمیشود و به آنچه روایت کرده، اهمیتی داده نمیشود.[٣]
٤. روایت محمد بن زیاد:
و روی بسنده، عن محمد بن ابی عبدالله، عن محمد بن اسماعیل، عن الحسین بن الحسن، بکر بن صالح، عن الحسن بن سعید، عن عبدالله بن المغیرة، عن محمد بن زیاد، قال: سمعت یونس بن ظبیان یقول: دخلت علی ابی عبدالله٧، و قلت له: إن هشام بن الحکم یقول قولاً عظیماً، الا أنّی اختصر لک منه حرفاً، فزعم أن الله جسم... فقال ابو عبد الله٧: «ویحه! أما علم أن الجسم محدود متناه»؛[٤]
یونس بن ظبیان گوید: خدمت امام صادق٧ رسیدم و به آن حضرت عرض کردم که هشام بن حکم گفتار ناهنجار مفصلی دارد و من چند کلمهاش را برای شما مختصر میکنم، او معتقد است که خدا جسم است... امام صادق٧ فرمود: «وای بر او! آیا نمیداند که جسم محدود است و نهایت دارد».
[١]. معجم رجال الحدیث، ج٢٠، ص٣٢١.
[٢]. رجال ابن داود، ص٢٨٤.
[٣]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٥٤٧؛ جامع الرواة، ج٢، ص٣١٣.
[٤]. الکافی، ج١، ص١٠٤.