فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - از نظر مارکسیسم تاریخ شکل ستیزه جویی دارد
شکل مسالمت آمیز دارد یعنی این تحولات تاریخی همیشه آرام آرام، نرم نرم، با مسالمت پیش آمده، مثل یک زایمان بدون درد؛ یا نه، شکل مبارزاتی دارد، شکل ستیزه جویی دارد و همیشه با ستیزه جویی پیش رفته است. البته از نظر مارکسیسم شکل، شکل ستیزه جویی است. این است که سراسر تاریخ مبارزه است و مبارزه طبقاتی است، چون ماهیت اقتصادی دارد. از یک طرف به حکم ماتریالیسم تاریخی، به حکم اینکه تاریخ ماهیت اقتصادی دارد طرفین مبارزه هم ماهیت اقتصادی دارند، یعنی «طبقه» خودش ماهیت اقتصادی دارد. طبقه استثمارگر اصلًا ماهیتش استثمارگری است، چون وقتی ما میگوییم روح جامعه روح اقتصادی است، بعد جامعه از نظر اقتصادی تقسیم میشود به دو طبقه: طبقه استثمارگر و طبقه استثمارشده. استثمارگری واقعیت اقتصادی است و استثمارشدگی هم واقعیت اقتصادی است. بنابراین خود طبقه استثمارگر ماهیتش ماهیت استثمارگری است و استثمارشده ماهیتش ماهیت استثمارشدگی است.
از نظر مارکسیسم اصلًا جز این تعبیر غلط است؛ یعنی اگر شما میگویید من انسانی هستم که استثمار هم میکنم یا استثمار هم شدهام، بعد میگویید ولی منِ من غیر از جنبه استثمار کردن من است، یعنی استثمار کردن را یک امر عارضی برای خودتان میدانید، برای خودتان شخصیتی قائل هستید غیر از استثمار که من چنین شخصیتی هستم استثمار هم میکنم، میگوید نه، اگر تو استثمار میکنی اصلًا واقعیتت همان است. اگر هم استثمار میشوی واقعیتت همان است. امکان ندارد انسان استثمارگر و انسان استثمار شده یک ماهیت داشته باشند، قهراً دو ماهیت دارند و قهراً در دو صف هستند و قهراً با یکدیگر مبارزه میکنند. حال، اینکه این با واقعیت تاریخی جور در نمیآید مطلب دیگری است. اینها با واقعیت تاریخی اصلًا جور در نمیآید ولی از نظر مارکسیسم چارهای نیست الّا اینکه ما باید اینطور تصور کنیم. تاریخ کاملًا ضد این مطلب را میگوید.
بنابراین تاریخ در همان حال شکل مبارزاتی دارد چون وقتی که خود جامعه ماهیت اقتصادی دارد، به حکم اصول خود منطق دیالکتیک- که قبلًا گفتیم- جامعه هم باید ضد خودش را پرورش بدهد، یعنی از درون هر طبقهای باید ضد آن طبقه به وجود بیاید و چون ماهیت جامعه ماهیت اقتصادی است پس طبقه ضدْ ماهیت اقتصادی دارد و تز، خودش ماهیت اقتصادی دارد، آنتی تز هم ماهیت اقتصادی