فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤ - واقعیتها و افکار مؤثر در مارکس
میآورد. میخواهد بگوید این را از سیسیموندی گرفت.
- «و از آثار سن سیمون نظریه جبر اجتماعی را اخذ خواهند کرد.»
استاد: که همان جبر تاریخ باشد.
- «و به ویژه اندیشه ضد دولت گرایی را که مطابق آن حکومت باید تسلیم «سازمان» اقتصادی شود.»
استاد: مسئله نقش دولت که اینها گفتند، که هنوز هم به آن نرسیدهاند.
- «فوریه انتقاد خود را در زمینه مبادلات برایشان به ارمغان خواهد آورد.»
استاد: یعنی این جهت را هم از او استفاده کردند.
- «پرودون ناجی گرایی پرولتری را، بلانکی انتظار شورآمیز آنان را در مورد وقوع یک انقلاب قهرآمیز شدت خواهد بخشید.»
استاد: اینها تقریباً مواد فکری اصلی بود.
- و میگوید: «از قضا این دیدگاه نوین با تغییرات بزرگ فکری و اخلاقی میان قرن نوزدهم به نحو فوق العاده جالبی وفق میداد.» یعنی چه؟ یعنی پس از خردگرایی انتزاعی قرن هجدهم و تب و تاب شاعرانه آغاز قرن نوزدهم، اروپا تشنه واقعیتهای قابل لمس تازهای بود. در قرن هجدهم بیشتر مسائل تعقلی بود و در ابتدای قرن نوزدهم که سوسیالیستهای به اصطلاح شاعرانه قد علم کرده بودند بیشتر نظریاتشان خیلی رمانتیک بود و جامعه آماده بود تا یک سلسله مسائل عینی و قابل لمس را ملاحظه کند، که میگوید پیشرفت «علم» پاسخگوی این نیات شد.
«و در چنین شرایطی است که مثبت گرایی امثال اگوست کنت و سن سیمون و