فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١ - راههای گریز از پوچی گرایی و یأس فلسفی
خودش؟ تولد یک فرزند از پدر را که شما نمیتوانید بگویید که لازمه ذاتی است، مثل زوج بودن اربعه و مثل ١٨٠ درجه بودن مجموع زوایای مثلث، چون اینها مفاهیم انتزاعی است؛ یعنی ما یک مثلث نداریم که یک ١٨٠ درجه از آن متولد شده باشد، آن وجودی جدا از این داشته باشد. برای همین، ذهن ١٨٠ درجه را انتزاع میکند. در امور ذهنی این حرفها میآید ولی در امور عینی که نمیآید! ما در امور عینی که نمیتوانیم بگوییم یک بچهای از یک مادری متولد شد ولی بیجهت، بدون علت متولد شد. بدون علت [که نمیشود،] چون اینجا اصل علیت [در کار] است. باید شما قائل به علیت بشوید. ممکن است شما بگویید خود همان مادر علت است برای این فرزند. خوب، این همان بحث علیت است که آیا آن مادهای که از ماده دیگر متولد میشود، مادهای که از آن متولد شده برای تولد این کافی است، یا آن فقط علت مادی و علت قابلی است، علت فاعلی و علت ماورائی میخواهد؟ پس ما برگشتیم به همان حرفهای اول. این راجع به این دو اصل.
اینها اصل سومی دارند. اصل سوم اصل تکامل است. از تضاد، حرکت ناشی میشود ولی نه حرکت یکنواخت، یک حرکت متکامل و متصاعد. هگل نیز تا حدی به اصل تکامل توجه کرده است چون او هم مدعی است که مقولات که هر کدام از دیگری استنتاج میشود، به سوی [مقوله] پیچیدهتر و کاملتر میرود، یعنی از بسیط به سوی مرکب و از ناقص به سوی کامل میرود، چون به صورت تز و آنتی تز و سنتز که میآید، از ترکیب تز و آنتی تز، سنتز به وجود میآید که قهراً کاملتر است. خود آن سنتز به نوبه خودش باز تز میشود و آنتی تزی دارد و سنتزی که در مرحله عالیتر است. او هم به تکامل قائل است.
راههای گریز از پوچی گرایی و یأس فلسفی
یک مسئله بسیار مهم که در گذشته هم اشارهای به آن داشتیم و حالا باز به شکل دیگری آن را تکرار میکنیم این است: اینجا یک کلمهای دارد که ببینیم اینها چگونه با این اصل، با این مادیت جدلی، مسئله صعود تکاملی را توجیه میکنند و خوش بینی را از کجا کسب میکنند؟ یک چنین کلمهای دارد: «خوش بینی». یکی از آن نقاط ضعفی که همیشه به ماتریالیسم گرفته شده، این است که ماتریالیسم در نهایت امر به بیهوده گرایی و پوچی گرایی منتهی میشود، نیهیلیسم؛ یعنی یک امتیاز که برای