فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦ - توجیه جهان از راه دلیل و نه علیت در فلسفه هگل
که غیر از این نمیشود، نه این که ما چون در خارج اینطور دیدهایم میگوییم اینطور است. مثل این که اگر سه نفر هم قد باشند میگوییم آقای «الف» قدش برابر است با آقای «ب»، آقای «ب» هم برابر است با آقای «ج» و آقای «الف» هم باز با آقای «ج» دیدهایم برابر است. نه، این یک امری است منطقی؛ یعنی میگوییم اگر «الف» برابر باشد با «ب» و «ب» برابر باشد با «ج»، امکان ندارد که «الف» برابر نباشد با «ج»؛ یعنی منطقاً جز این نمیشود. این را میگوییم «ضرورت منطقی».
پس میگوید در باب «علیت» هیچ ضرورت عقلی وجود ندارد، ولی در باب «دلیل» ضرورت منطقی و ضرورت عقلی وجود دارد. هگل تمام فلسفهاش با این اصل شروع میشود و با همین اصل ادامه پیدا میکند، چون فلسفه او فلسفهای است که در آن عقل و عین و ذهن و خارج یکی هستند؛ یعنی میگوید هرچه که من در ذهن استدلال میکنم همان چیزی است که در خارج هم همان است، چیز دیگری نیست. آن وقت دیالکتیک خودش را از هستی شروع میکند، بعد با یک نوع استدلال [نیستی را نتیجه میگیرد.] البته استدلالش غلط است. میگوید هستی را اگر مطلق بگیریم مساوی است با نیستی؛ یعنی هستی بدون این که به چیزی تعلق داشته باشد برابر است با نیستی. پس هستی نیست، یا هستی نیستی است. میگوید منطقاً اینطور است، منطقاً عقل استنتاج میکند نیستی را از هستی بهطور مطلق. همین قدر که نیستی از هستی نتیجه شد، این برابر میشود با «شدن»؛ یعنی «شدن» عبارت است از جمع هستی و نیستی. این یک نوع نتیجه گیری منطقی است که منطقاً نیستی از هستی نتیجه میشود و «شدن» از ایندو با یکدیگر نتیجه میشود. این مخصوص ذهن نیست. ذهن و عین هر دو یکی است. در عین هم همینطور است. هستی بهطور جدا از نیستی وجود ندارد؛ نیستی جدا از هستی وجود ندارد. هستی با نیستی وجود دارد که «شدن» است. بعد باز از «شدن»، چیز دیگر نتیجه میشود، از آن، چیز دیگر نتیجه میشود، ... ولی این نتیجه شدنها نه به معنای علت و معلول است؛ به معنای این است که نتیجه از دلیل برمیخیزد؛ آن طوری که شما در علوم کار میکنید. او میگوید عیناً آن کاری که شما در علوم میکنید همان جریان طبیعت است. آنچه که در علوم، عقل شما استنتاج میکند آن همان جریان طبیعت است و طبیعت همان جریانی است که ذهن در علوم استنتاج میکند، چیز دیگری نیست.
منتها این دستگاهی که هگل از یک مقولات ساده به قول خودش ساخته است،