فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - اصل تأثیر متقابل
بالاسر شماست. اگر شما از اینجا بروید بیرون در خیابان، این اضافه دیگر تغییر میکند و سقف بالاسر شما نیست. اگر شما از این پلهها بروید پشت بام، قضیه برعکس میشود، شما بالای سقف هستید، سقف دیگر بالای شما قرار ندارد. ولی این فوقیت اسمش تأثیر و تأثر نیست، یعنی اگر اینجا ما میگوییم نسبتی بر قرار است، این نسبت غیر از علیت است، نه اینکه رابطهای به نام علیت و تأثیر اینجا در کار است.
مارکس و دیگران که آمدند، آن فلسفه ذهنی هگل را در عین اینکه قسمتهایی از آن را قبول کردند قسمتهایی از آن را عوض کردند، آنچه که او به نام همبستگی اشیاء و اضافات میان اشیاء بیان میکرد اینها تحت عنوان «تأثیر» بیان کردند. تأثیر مساوی است با علیت. اگر ما بگوییم تأثیر متقابل یعنی علیت متقابل، اما همانطور که عرض کردم صرف کلمه «علیت متقابل» نمیتواند برای ما دلیلی باشد که زیربنا و روبنا را حذف کنیم، چرا؟ برای اینکه علیت متقابل ممکن است به این معنا باشد که دو چیز یکی علتِ مقدم بر دیگری است و یکی معلول است، یکی به وجودآورنده دیگری است و دیگری به وجود آورده شده از ناحیه اوست، ولی همان که از ناحیه دیگری به وجود میآید روی خالق و آفریننده خودش اثر میگذارد. بنابراین به این شکل حرفشان قابل توجیه است اگرچه خودشان به این بیان مطلب را نگفتهاند. میگویند ما اگر گفتیم تأثیر متقابل، مقصودمان علیت متقابل به معنای اینکه علیتِ این نسبت به آن و علیت آن نسبت به این بهطور مساوی است نبود که بعد بگویید پس مفهوم زیربنا و روبنا از بین میرود؛ نه، مقصودمان از علیت همین است که یکی به وجود آورنده دیگری است. «زیربنا» هم که میگوییم یعنی این به وجود [آورنده آن روبناست.] مثل اینکه پدر به وجود آورنده و آفریننده فرزند است، [یا] مثل کتاب و مؤلف است، که میگوییم مؤلف به وجودآورنده کتاب است ولی هرگز درست نیست بگوییم کتاب مؤلف را به وجود آورده. اما در عین حال که مؤلف کتاب را به وجود میآورد خود کتاب به عنوان یک کار روی مؤلف اثر میگذارد.
در بحث بعد که خیلی مختصر بحث فلسفه تاریخ را گفته است به مسئله پرکسیس میرسیم.پرکسیس همین است: انسان علت است برای کار خودش، انسان کار خود را میسازد، کار هم به نوبه خود انسان را میسازد. پس اینجا یک تأثیر متقابل است میان انسان و کار، اما در عین حال یک تقدمی انسان بر کار دارد، یعنی اینطور نیست که یک تأثیر متقابل صددرصد برابر یکدیگر [باشد.] دو شیء ممکن است در