فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧ - تناقض میان ماتریالیسم تاریخی مارکس و منطق دیالکتیک
استاد: تأثیر میگذارد یعنی چه؟ این وجودش را از آن دارد یعنی چه؟ یعنی علتِ این است، پس این روی آن اثر میگذارد. معنای علت و معلول غیر از اثر گذاشتن، چیز دیگری نیست. پس وقتی شما میگویید این هم روی آن اثر میگذارد، یعنی این هم به نوبه خودش علت است برای آن.
- فرض کنیم یک سنگ را در جایی نگه میداریم. طبق نیروی جاذبه، زمین این را به طرف خودش میکشد، این هم زمین را به طرف خودش میکشد. منتها شتابی که زمین به این سنگ میدهد خیلی بیشتر از شتابی است که این سنگ به زمین میدهد. پس اینها روی هم تأثیر متقابل دارند، منتها تأثیر زمین روی این خیلی بیشتر است از تأثیر این روی زمین، یعنی زمین نسبت به این سنگ زیربناست.
استاد: شما آنجا که میگویید «تأثیر» در واقع تأثیر ندارد، یعنی در عمل هیچ تأثیری ندارد. آنجا اقتضای تأثیر است. فرض کنید انسان پهلوانی در اینجا نشسته، بچهای هم آن طرف نشسته. یک سر ریسمانی دست آن پهلوان، یک سر آن هم دست این بچه است. بچه هم میکشد این هم میکشد. تأثیر بچه در حال اقتضا و قوه باقی میماند و به فعلیت نمیرسد، یعنی آن بچه این پهلوان را یک میلیمتر هم از جای خودش تکان نمیدهد ولی او بچه را میکشد و به سوی خود میآورد.
مثال دیگر بهتر از این برایتان عرض کنم. شما در یک کفه ترازو یک وزنه سه کیلویی میگذارید و در کفه دیگر یک وزنه یک کیلویی. وزنه یک کیلویی البته به اندازه یک کیلو فشار میآورد ولی فشاری که اثر روی کفه دیگر نمیگذارد، یعنی آن را حتی یک میلیمتر هم از جای خودش بلند نمیکند، نه اینکه روی آن اثر میگذارد. میخواهد اثر بگذارد ولی آن متأثر نمیشود. فرق است میان اینکه وقتی عامل مؤثری میخواهد روی شیئی عمل کند آن شیء هم از این اثر بپذیرد یا اثر نپذیرد. [اگر] اثر نپذیرد تأثیر او به حال بالقوه باقی میماند. دیگر ما اینجا نمیتوانیم بگوییم تأثیر دارد منتها اثر این کمتر است و اثر آن بیشتر؛ چون تأثیر و تأثر به قول آقایان «متضایفین» هستند؛ نمیشود تأثیر وجود داشته باشد و تأثر وجود نداشته باشد. بله، در این موارد تأثیرِ بالقوه هست نه تأثیر بالفعل.