لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٦ - يوم التلاق
است بسيار طولانى به عنوان «روز قيامت» شمرده شده است.
از پارهاى از آيات قرآن استفاده مىشود كه روز رستاخيز و محاسبه اعمال مردم، پنجاه هزار سال طول مىكشد.
ب- در متن كتب لغت نيز مىخوانيم كه «يوم» گاهى به مقدار زمان ميان طلوع و غروب آفتاب گفته مىشود و گاهى به مدتى از زمان، هر مقدار بوده باشد.
ج- در روايات و سخنان پيشوايان دينى نيز كلمه «يوم» به معناى دوران بسيار آمده است، امير مؤمنان على عليه السلام در «نهج البلاغه» مىفرمايد: الدَّهْرُ يَوْمَانِ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ «دنيا براى تو دو روز است، روزى به سود تو است و روزى به زيان تو».
در تفسير «برهان» ذيل همين آيه از تفسير «على بن ابراهيم» نيز مىخوانيم كه امام فرمود: فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ يَعْنِى فِى سِتَّةِ أَوْقاتٍ «شش روز، يعنى شش وقت و دوران».
د- در گفتگوهاى روزمره و اشعار شعرا در زبانهاى مختلف كلمه «يوم» و معادل آن نيز، به معناى دوران زياد ديده مىشود، مثلًا مىگوئيم: كره زمين يك روز گداخته و سوزان بود و روز ديگر سرد شد و آثار حيات در آن آشكار گرديد، در حالى كه دوران گداختگى زمين به ميلياردها سال بالغ مىشود.
يا اين كه مىگوئيم: يك روز «بنىاميّه» خلافت اسلام را غصب كردند، و روز ديگر «بنىعباس»، در حالى كه دوران خلافت هر يك بر دهها سال بالغ مىگردد.
شعر ظريف و پر معنايى از «كليم كاشانى» داريم كه شاهد روشنى براى بحث ما است آنجا كه مىگويد:
|
بد نامى حيات دو روزى نبود بيش |
آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت |
|
|
يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن |
روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت. [١] |