لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٠ - نِحْلَة
«سرزمين مرتفع» گرفته شده است، بدين جهت كه سرزمينهاى مرتفع از اطراف خود جدا هستند. و از آنجا كه جلسات سرّى و سخنان درگوشى از اطرافيان جدا مىشود، به آن «نجوا» گفتهاند.
بعضى معتقدند: همه اينها از مادّه «نجات» به معناى «رهايى» گرفته شده است؛ زيرا يك نقطه مرتفع از هجوم سيلاب در امان است، و يك مجلس سرّى يا سخن درگوشى از اطلاع ديگران بركنار مىباشد. [١]
[نِجىّ:]
«مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيّاً»
«نِجىّ» از مادّه «مناجات» در اصل از «نجوه» به معناى سرزمين مرتفع گرفته شده.
و «نَجِىّ» به معناى «مناجى»، كسى است كه:
با ديگرى نجوا (سخن درگوشى) دارد، از آيه سوره «مريم» فهميده مىشود خداوند نخست، موسى عليه السلام را از فاصله دورى صدا زد و بعد كه نزديك شد با او به نجوا پرداخت (ناگفته پيداست كه خداوند نه زبانى دارد و نه مكانى، بلكه ايجاد امواج صوتى در فضا مىكند و با بندهاى همچون موسى سخن مىگويد). [٢]
[نُحاس:]
«مِّن نَّارٍ وَ نُحاسٌ»
«نُحاس» از مادّه «نَحْس» به معناى دود (و يا شعلههاى قرمز رنگ و دودآلود آتش) است كه به رنگ مس، در مىآيد، بعضى نيز آن را به معناى «مس مذاب» تفسير كردهاند كه، ظاهراً هيچ تناسبى با آيه مورد بحث ندارد؛ زيرا سخن از موجودى در ميان است كه انسان را در قيامت احاطه كند و از فرار از دادگاه عدل الهى بازدارد. [٣]
[نَحْب:]
«مَّن قَضَى نَحْبَهُ»
«نَحْب» (بر وزن عهد) به معناى عهد و نذر و پيمان است، و گاه، به معناى مرگ، يا خطر، يا سرعت سير، و يا گريه با صداى بلند نيز آمده. [٤]
[نَحس:]
«يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ»
«نَحس» در اصل به معناى سرخى شديدى است كه گاه در افق ظاهر مىشود، همچون، شعله آتش بى دودى كه عرب آن را «نحاس» مىگويد، سپس اين واژه به هر چيز شوم در مقابل «سعد» اطلاق شده است (دقت كنيد). [٥]
[نِحْلَة:]
«النِّسآءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةَ»
«نِحْلَة» در لغت به معناى بخشش و عطيه
[١]. نساء، آيه ١١٤ (ج ٤، ص ١٦٥)؛ مجادله، آيه ٧ (ج ٢٣، صفحات ٤١٧، ٤٣٦)
[٢]. يوسف، آيه ٨٠ (ج ١٠، ص ٦٥)؛ مريم، آيه ٥٢ (ج ١٣، ص ١٠٥)
[٣]. رحمن، آيه ٣٥ (ج ٢٣، ص ١٦٣)
[٤]. احزاب، آيه ٢٣ (ج ١٧، ص ٢٦٤)
[٥]. قمر، آيه ١٩ (ج ٢٣، ص ٤٨)