لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٨ - متاع
است كه در صدد «ابطال» چيزى است. [١]
[مُبْلس:]
«إِذا هُمْ فِيْهِ مُبْلِسُونَ»
«مُبْلس» از مادّه «ابلاس»، در اصل به معناى اندوهى است كه از شدت ناراحتى به انسان دست مىدهد، و از آنجا كه چنين اندوهى انسان را به سكوت دعوت مىكند، مادّه «ابلاس» به معناى سكوت و بازماندن از جواب نيز به كار رفته، و از آنجا كه در شدائد، انسان از نجات خود مأيوس مىشود، اين ماده، در مورد يأس، نيز به كار رفته است، و نامگذارى «ابليس» به اين نام به خاطر همين معناست كه مأيوس از رحمت خدا است. [٢]
[مُبْلِسُونَ:]
«فَإِذا هُم مُّبْلِسُونَ»
«مُبْلِسُونَ» در اصل، از مادّه «ابلاس» به معناى غم و اندوهى است كه به خاطر شدت حوادث ناگوار به انسان دست مىدهد و نام «ابليس» نيز از همين جا گرفته شده است، و تعبير فوق نشاندهنده شدت غم و اندوهى است كه گناهكاران را فرا مىگيرد. [٣]
[مُبِين:]
«هِىَ ثُعْبانٌ مُّبِينٌ»
تعبير به «مُبِين» اشاره به اين است كه راستى تبديل به اژدها شد، و چشمبندى، تردستى و سحر و مانند آنها نبود؛ بر خلاف، كارى كه ساحران بعداً انجام دادند؛ زيرا در مورد آن مىگويد: آنها چشمبندى كردند و عملى انجام دادند كه تصور مىشد مارهايى است كه به حركت در آمده است.
«مبين» از مادّه «ابانه» است و به طورى كه بعضى از مفسران (آلوسى در روح المعانى) گفتهاند: اين ماده گاهى به معناى فعل لازم و گاهى متعدى آمده، در صورت اول مفهوم كلمه «مبين» همان «آشكار» خواهد بود، و در صورت دوم «آشكار كننده». [٤]
[مَتاب:]
«يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً»
«مَتاب» از مادّه «تَوب» مصدر ميمى به معناى «توبه» است، و چون در اينجا مفعول مطلق است تأكيد را مىرساند. [٥]
[متاع:]
«مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا»
«متاع» از مادّه «مُتوع» به معناى هر چيزى است كه انسان از آن بهره مىگيرد، و مفهوم آن بسيار وسيع است، و تمام وسائل زندگى
[١]. عنكبوت، آيه ٤٨؛ روم، آيه ٥٨ (ج ١٤، صفحات ٣٢١، ٥١٣)
[٢]. مؤمنون، آيه ٧٧ (ج ١٤، ص ٣١٠)؛ روم، آيه ٤٩ (ج ١٦، ص ٤٩٣)؛ زخرف، آيه ٧٥ (ج ٢١، ص ١٣٤)
[٣]. انعام، آيه ٤٤ (ج ٥، ص ٢٩٦)
[٤]. اعراف، آيه ١٠٧ (ج ٦، ص ٣٣٩)؛ نمل، آيه ١ (ج ١٥، ص ٤٢١)
[٥]. فرقان، آيه ٧١ (ج ١٥، ص ١٨٣)