لغات در تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - إسْتَهْوَتْهُ
به معناى «اعتدال» تفسير كردهاند كه جمع ميان اين دو معنا بعيد است. [١]
[إسْتَكَانُوا:]
«فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ»
«اسْتَكَانُوا» از مادّه «سكون» به معناى ساكن شدن در هيئت خضوع و خشوع است كه در اين صورت از باب «افتعال» خواهد بود كه در اصل «استكنوا» بوده، فتحه كاف اشباع و تبديل به الف و در نتيجه «اسْتَكَانُوا» شده است. بعضى گفتهاند: از مادّه «كون» از باب «استفعال» به معناى طلب استقرار در مكان توأم با خضوع و خشوع مىباشد. به هر حال، حالت تواضع بنده را در برابر پروردگار منعكس مىكند و اين كه بعضى آن را به معناى دعا ذكر كردهاند، به خاطر آن است كه دعا كردن يكى از مصاديق خضوع و تواضع است.
احتمال سومى نيز وجود دارد كه از مادّه «كين» (بر وزن عين) از باب «استفعال» باشد؛ زيرا اين ماده به معناى خضوع آمده است. و تمام اين معانى قريب الافق مىباشند. [٢]
[إستماع:]
«إِنَّا مَعَكُمْ مُّسْتَمِعُونَ»
«استماع» از مادّه «سمع» به معناى گوش دادن توأم با توجّه است. [٣]
[إسْتَوى:]
«ثُمَّ اسْتَوَى»
«اسْتَوى» از مادّه «استواء» گرفته شده كه در لغت به معناى تسلط، احاطه كامل و قدرت بر خلقت و تدبير و كمال خلقت و اعتدال آن است؛ و در اصل به معناى «اعتدال يا مساوات» دو چيز با يكديگر است. ولى به طورى كه بعضى از ارباب لغت و مفسران گفتهاند، اين ماده هنگامى كه با «عَلى» متعدى شود، به معناى «استيلاء و سلطه بر چيزى» است؛ مانند: الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى: «خداوند بر عرش استيلاء دارد». و هنگامى كه با «إِلى» متعدى شود، به معناى «قصد» مىآيد؛ مانند آيه مورد بحث كه مىفرمايد: ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّمَاءِ: «سپس اراده آفرينش آسمان كرد». [٤]
[إسْتَهْوَتْهُ:]
«كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ»
«اسْتَهْوَتْهُ» از مادّه «هوى» به معناى وادار كردن كسى به پيروى از هوا و هوس است. [٥]
[١]. فصّلت، آيه ٣٠ (ج ٢٠، ص ٢٨٨)
[٢]. مؤمنون، آيه ٧٦ (ج ١٤، ص ٣٠٩)
[٣]. شعراء، آيه ١٥ (ج ١٥، ص ٢٢٣)
[٤]. بقره، آيه ٢٩ (ج ١، ص ٢٠٤)؛ قصص، آيه ١٤ (ج ١٦، ص ٥١)؛ فصّلت، آيه ١١ (ج ٢٠، ٢٤٦)
[٥]. انعام، آيه ٧١ (ج ٥، ص ٣٦٩)