ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٧ - تفسير
در وجوب صفاتش نيست، زيرا كه او واجب است كه موجود و عالم و قادر و حى باشد و اين صفات واجب براى غير او نيست.
و بعضى گفتهاند: در افعالش يكتاى بىهمتاست و تمام افعالش نيكوست آن را براى جلب نفع و دفع ضرر نكرده پس از اين جهت مختصّ به وحدت و يكتايى است، زيرا جز او شريكى در آن صورت نيست و يكتاست در اينكه غير از او كسى مستحق عبادت او نيست، براى آنكه او قادر است بر اصول و ريشههاى نعمتها از حيات و قدرت و شهوت و غير اينها از آنچه نعمت نميشود مگر بآن و غير از او كسى چنين قدرتى ندارد پس او يكتا واحد است از اين سه نعمت.
و بعضى گفتهاند: البته احد گفت و واحد نفرمود، براى آنكه واحد داخل در حساب است و ديگرى منضم و ضميمه آن ميشود، و امّا احد، پس آن عدديست كه تجزيه و تقسيم در ذات خود نميشود و نه در معناى صفاتش و جايز است كه براى واحد ثانى قرار داد، و براى احد ثانى و دوّمى قرار نميدهد براى اينكه جنس خود را فرا ميگيرد بخلاف واحد، آيا نمىبينى كه اگر گفتى فلانى را واحدى مقاومت نميكند جايز است كه دو نفر از پس او برآيند و وقتى گفتى فلانى را احدى رو برو نميشود جايز نيست كه دو نفر و بيشتر هم مقاومت و برابرى نكند و آن بليغتر خواهد بود.
حضرت ابو جعفر باقر (ع) در معناى( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) فرمود: يعنى بگو ظاهر كن آنچه را كه ما بتو وحى كرديم و تو را بآن خبر داديم به تأليف و تركيب حروفى كه آن را بر تو خوانديم تا اينكه هدايت شود بسبب آن كسى كه گوش فرا داده و او گواه و شاهد است، و (هو) اسم كنايه اشاره به غايب است، پس هاء تنبيه از