ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥١ - تفسير
((وَ امْرَأَتُهُ)) و همسر او كه ام جميل دختر حرب خواهر ابو سفيان بود( (حَمَّالَةَ الْحَطَبِ)) ابن عبّاس گويد: آن ملعونه خبيثه خار و خاشاك و بوتههاى تيغدار برداشته و بر سر راه آن حضرت ميريخت كه هر گاه بنماز ميرود به پاى آن حضرت فرو رفته و مجروح نمايد.
و در روايت ضحاك ربيع بن انس گويد: آن ملعونه خار بر سر راه پيامبر ميافكند، پس آن حضرت قدم بر آن ميگذارد چنانچه يكى از شما بر حرير نرم قدم ميگذارد.
ابن عبّاس گويد: آن خبيثه ميان مردم نمّامى و سخن چينى كرده و ايجاد دشمنى نموده و آتش جنگ و نزاع را روشن ميكرد چنانچه آتش هيزم را روشن ميكند و آتش ميزند، پس نمّامى را حطب و هيزم ناميدند.
|
«ميان دو كس جنگ چون آتش است |
سخن چين بدبخت هيزم كش است» |
|
و در روايت ديگرى از او و قتاده و مجاهد و عكرمه و سدى روايت شده كه عرب ميگويد: فلانى هيزم ميكشد بر فلانى آن گاه افترا زد باو و از او بد گويى كرد، گويد (و لم عيش بين الحىّ بالحطب الرطب) يعنى به سخن چينى ميان قبيله و فاميل رفت و آمد نكند.
سعيد بن جبير و ابو مسلم گويند:( حَمَّالَةَ الْحَطَبِ) يعنى باركش گناهها و نظير آن قول خدا( وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ)، و ايشان بر پشت خودشان بار ميكنند گناهانشان را.
((فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ)) يعنى در گردن اوست ريسمانى تابيده از ليف خرما؟ البتّه او را باين صفت معرّفى كرده براى خسّت و پستى و كوچك كردن.