ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٩ - تفسير
|
سفرين سنّهما له و لقومه |
سفر الشتاء و رحله الاضياف |
|
خاندانى كه توانگر و ثروتمندشان با تهيدست و نادارشان مخلوط و بهم آميخته تا اينكه فقير و مستمندشان مانند توانگرانست، و گويندگان بهر وعده صادقانهاى و حال آنكه مردان مكّه همه مبتلا به قحطى و گرسنگى و ضعف و لاغرى و ناتوانى بودند، دو سفر تأسيس كرد براى خودش و قبيلهاش سفر زمستانى و سفر تابستانى براى ضيافت و هوا خورى.
((فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ)) پس هر آينه بايد بپرستند پروردگار و صاحب اين خانه را، اين امريست از خداى سبحان يعنى پس بايد عبادتشان را به سوى پروردگار اين كعبه نموده و او را يكتاى بى همتا بدانند و او همان خداى سبحانست كه( (الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ)) آنها را از گرسنگى اطعام نمود بآنچه تسبيب اسباب كرد برايشان از ارزاق در مسافرت زمستانى و تابستانى و از اموال بايشان مرحمت نمود.
((وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ)) و ايمنى داد ايشان را از ترس كه احدى متعرّض ايشان در سفرشان نشود چون مىگفتند ما اهل حرم خدا هستيم.
و بعضى گفتهاند: ايمنى داد ايشان را از ترس غارت بردن بحرمى كه دلهاى مردم آميخته بر تعظيم و بزرگداشت آنست و آنها بودند كه در جاهليّت مىگفتند ما ساكنين حرم خدا و خدّام بيت اللَّه هستيم، پس كسى متعرّض ايشان نمىشد، و اگر مردى از آنها در قبيلهاى از قبايل عرب بلائى برايش پيش مىآمد گفته مىشد او حرمى است، پس او را و مال او را رها ميكردند، براى بزرگداشت حرم و غير ايشان هر گاه بيرون مىرفت و مسافرت مىكرد او را غارت مينمودند.