ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٩ - تفسير
((فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً)) يعنى بدويدنشان باين مكان در ميان جمع دشمن واقع شدند و ايشان انبوهى جمعيّت بودند، محمد بن كعب گويد مقصود از جمع منى است.
((إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ)) ابن عبّاس و قتاده و حسن گويند، اين جواب قسم است و كنود بمعناى كفور نعمتهاى خدايى است.
كلبى گويد: كنود بزبان كنده و حضرموت بمعناى عاصى و بزبان مضرّ و ربيعه و قضاعه بمعناى كفور است.
حسن گويد: كنود آنست كه نعمتها را از ياد برده و عيبها را ميشمرد. و بعضى از شعراء همين معنى را گرفته و گفته است:
|
يا ايّها الظالم فى فعله |
و الظلم مردود على من ظلم. |
|
اى آنكه ستمكار در افعال و كردارت هستى و ستم بازگشتش بر كسى است كه ستم و ظلم نموده است.
|
الى متى انت و حتّى متى |
تشكوا المصيبات و تنسى النعم |
|
تا كى و تا چند تو از مصيبتها شكايت كرده و نعمتها را فراموش ميكنى.
ابو امامه از پيامبر ٦ روايت كرده كه آن حضرت فرمود آيا ميدانيد كنود كيست، گفتند آنست كه تنها ميخورد و ميهمان را دور ميكند و بندگان و غلامان خود را ميزند، و بگفته عطاء كنود آنست كه در مصائب، و حوادث و سختيها چيزى بخويشانش نميدهد، و بگفته ابو عبيده كنود آنست كه خير و احسانش كم است.
((وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ)) ابن عبّاس و قتاده و عطاء گويند، يعنى و البته خدا بر كفرشان هر آينه گواه است.