ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٩ - قصه إرم ذات العماد
((وَ جاءَ رَبُّكَ)) حسن و جبائى گويند يعنى امر پروردگار تو و حكم و محاسبه او از بندگان آمد.
ابى مسلم گويد: آمد امر چنانى او كه ديگر امرى و حكمى با او نيست بخلاف حال دنيا.
و بعضى گفتهاند: جلال و عظمت آيات او آمد، پس آمدن عظمت و جلال ربوبى را بجهت بزرگداشت آمدن امر او قرار داد.
و بعضى از محققين گفتهاند: يعنى آمد ظهور پروردگارت به جهت ضرورت معرفت باو، بعلّت اينكه ظهور معرفت بچيزى است كه قائم مقام ظهور و رؤيت آن چيز شود و چون معارف بخدا در اين روز ضرورى و بديهى خواهد بود اين معرفت مانند ظهور و تجلّى او خواهد بود براى خلقش پس گفته شد( جاءَ رَبُّكَ)، يعنى شبهه بر طرف و شك برداشته شد چنانچه برداشته ميشود موقع آمدن چيزى كه در او شك ميشود، و خداوند بالاتر و منزّه است از آمد و رفت براى قيام براهينى كه غالب و دليلهايى كه ظاهر و آشكار است كه خداى سبحان جسم نيست (نه مركّب بود و جسم نه مرئى نه محل)( (وَ الْمَلَكُ)) يعنى فرشتگان مىآيند.
((صَفًّا صَفًّا)) عطاء گويد: اراده كردهاند صفوف فرشتگان را و اهل هر آسمانى صفى جداگانه هستند.
ضحاك گويد: آن گه كه زلزله روز قيامت شود، اهل هر آسمانى صفى محيط بزمين خواهند بود و بكسانى كه در زمين هستند، پس صفوف ملائكه هفت صف خواهد بود، پس اين است قول خدا( صَفًّا صَفًّا) و بعضى گفتهاند: يعنى صف بسته شده مانند صفوف مردم در نماز