ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٨ - قصه إرم ذات العماد
((وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا)) دوست داريد مال را دوست داشتنى.
ابن عبّاس و مجاهد گويند يعنى: بسيار سخت دوست داريد، و مقصودش اينست كه شما دوست داريد جمع كردن مال را و بآن هم ولع و حرص داريد و در كار خير آن را انفاق نميكنيد.
و بعضى گفتهاند: از زيادى حرصشان دوست داشتند مال زياد را پس از راه حرام جمع كرده و در راه نامشروع و حرام هم خرج ميكردند و انديشهى در عاقبت و پايان كار نميكردند سپس خداوند سبحان فرمود( (كَلَّا)) يعنى شايسته نيست كه كار چنين باشد.
مقاتل گويد: آنچه در باره يتيم و مسكين مأمور بودند نميكردند.
و بعضى گفتهاند: (كلّا) زجر است، تقديرش اينست كه اينطور نكنيد، سپس آنها را ترسانيده و فرمود:
((إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا)) يعنى آن گاه كه هر چيزى در پشت زمين از كوه و ساختمان و درختان شكست تا اينكه زلزله شد و چيزى بر زمين باقى نماند و پى در پى اين كار را نمود.
ابن عبّاس گويد:( دُكَّتِ الْأَرْضُ) يعنى روز قيامت زمين كشيده ميشود كشيدن پوست دبّاغى شده.
ابن قتيبه گويد: كوههاى زمين كوبيده ميشود تا همه صاف و مساوى ميگردد، و مقصود اينست كه زمين مساوى و صاف ميشود و تمام خانهها و قصرها و عمارتهاى آسمان خراش و ساختمانهاى دويست طبقه و برجها و منارهها خراب و نابود ميشود تا زمين مانند صحراء صاف و مسطّح ميگردد كه هيچ پستى و بلندى در آن مشاهده نميشود.