ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٢ - لغات
|
فلمّا وردن الماء زرقا جمامه |
وضعن عصىّ الحاضر المتخيّم |
|
و چون زنان مسافر وارد شدند بر آن آب و صفاء و زلالى آن را ديدند عازم شدند كه در آنجا اقامت نمايند.
الدك: بمعنى خط بلند است بسبب گشودن و باز كردن ميگويند اندك سفام البعير آن گه كه در پشت آن گسترش يافته و پهن شود و شتر را دكاء گويند آن گه كه چنين باشد و از آنست دكّان براى استواء و مستوى بودن آن، شاعر گويد:
|
ليت الجبال تداعت عند مصرعها |
دكّا فلم يبق من احجارها حجر |
|
اى كاش كوهها در موقع افتادن و كشته شدن او از هم پاشيده شده و فرو ميريخت و از سنگهاى آن سنگى هم باقى نمانده بود، شاهد اين بيت (دكّا) است كه بمعناى از هم پاشيدن و پهن شدن آمده.
الوثاق: بمعناى بستن است، و اوثقته يعنى شددته او را محكم بستم.
آيه مذكور( (فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ)) جواب قسم قول خدا( إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ)، است و بعضى گفتهاند: جواب آن محذوف است تقديرش اينست هر آينه البته قبض خواهد نمود بر هر ستمكار ظالمى يا هر آينه حق و داد هر مظلوم را از ظالمش خواهد گرفت، آيا نديدى چه كرديم ما با عاد و فرعون و ثمود هنگامى كه ظلم و ستم كردند و جارى كرد ارم را بر عاد عطف بيان يا بنا بر بدليّت، و جايز نيست كه آن صفت باشد چون غير مشفق است فقط ارم غير منصرف است براى معرفه بودن و تأنيث آيا نظر نميكنى بقول خدا،( ذاتِ الْعِمادِ).