ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٦ - دليل
حمل بر لفظ شود و بار ديگر حمل بر معنى گردد.
و كسى كه با تاء قرائت كرده، پس بنا بر معناى، قل لهم ذلك، است و معناى، لا تحضون على طعام المسكين، تأمرون به و لا تبعثون عليه بآن امر ميكنيد و انگيزش بر آن نداريد، و لا تحاضون تتفاعلون به است.
و قول خدا،( لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ)، معنايش لا يعذب تعذيبه است، پس عذاب را در جاى تعذيب گذارده چنانچه عطاء در جاى اعطاء در قول شاعر
|
«و بعد عطائك المائه الرتاعا» |
پس مصدرى كه آن عذابست اضافه بمفعول به شده مانند «دعاء الخير» و مفعول به انسانست كه جلوتر ذكر آن شد، در قول خدا،( يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ).
و الوثاق نيز در جاى ايثاق است، و امّا كسى كه لا يعذب قرائت كرده پس گفته است كه معنايش اينست كه در روز قيامت احدى متولّى و متصدّى عذاب خدا نميشود، و در آن روز امر امر اوست و براى غير او اصلا كارى نيست، اين يك قولى است.
و بعضى هم گفتهاند: يعنى احدى در دنيا عذاب نميشود مثل عذاب خدا در آخرت، و مثل اينكه قائل اين قول حمل كرده بر اينكه اگر حمل كند آن را بر ظاهر معنايش اين خواهد بود عذاب نميشود هيچ كس در آخرت مانند عذاب خدا و بديهى است كه عذاب نخواهد شد هيچكس در آخرت مانند عذاب خدا فقط عذاب كننده خداى تعالى است پس از ظاهر عدول باين كرده.
و اگر گفته شود كه معنى چنين است، در اين روز عذاب نميكند هيچ كس كسى را عذاب كردنى مانند عذاب كردن كافرى كه در پيش ذكر آن شد