ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٥ - دليل
حذف ياء در وصل و وقف خواندهاند.
اهل مدينه، اكرمنى و اهاننى باثبات ياء در وصل و حذف آن در وقف قرائت كردهاند، و قواس و بزى و يعقوب باثبات ياء در وصل و وقف خواندهاند.
ابو عمرو باكى ندارد هر طورى قرائت شود با ياء و غير ياء، و عبّاس از او بحذف ياء بدون تخيير روايت كرده و باقى از قاريان بحذف ياء در دو قرائت در وصل و وقف خواندهاند.
و در قرائت نادره، ابن عبّاس بعاد ارم ذات العماد خوانده و از ضحاك هم همين روايت شده، و روايت شده كه ابن عبّاس و عكرمه و ضحاك و ابن سميفع، فادخلى فى عبدى قرائت كردهاند.
دليل:
ابو على گويد: حديث كرد براى ما محمد بن سرى كه اصمعى ميگفت براى هر فردى وتر و طاق است و اهل حجاز آن را فتحه دهند و وتر گويند در فرد و در ذحل وتر كسره دهند، و قيس و تميم در هر دو معنى (فرد و ذحل) كسره دهند، و در وتريكه بمعنى افراد است ميگويند، اوترت و انا اوتر ايتارا، يعنى كارم را تنها كردم، و در وتر بمعناى ذحل گويند وترته اتره و ترا و تره، ابو بكر گويد: وترته فى الذحل البته او را از اهل و مالش جدا ساختيم.
و كسى كه يكرمون و ما بعد آن را با ياء خوانده پس براى اينست كه ذكر انسان را مقدّم داشته است و مقصود بآن جنس و كثرت است بر لفظ غايب و ممتنع نيست در اين چيزهايى كه دلالت بر كثرت ميكند كه يك بار