ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢ - اقوال در اين آيه
داده ميشود، و مقصود اينست براى ثواب سعى و كوشش و عملشان از طاعتها خشنودند اراده فرموده به اينكه منفعت و سود اعمالشان و پاداش عبادتشان ظاهر شد خشنود ميشوند از او و او را سپاس ميگويند و اين چنان است كه گفته ميشود، عند الصباح يحمد القوم السرى، هنگام صبح مردم سپاس ميگويند راه پيمايى شب را.
((فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ)) يعنى در بهشتى كه قصور و درجات آن عالى و بلند است.
و بعضى گفتهاند كه بلندى بهشت بر دو گونه است:
١- علو و بلندى شرافت و جلالت. ٢- علو مكان و منزلت، بمعناى اينكه اشراف بر غيرش دارد و آن پاكترين چيزهاييست كه در بهشت است و براى آن درجات و مراتبى است كه بعضى بالاى ديگرست، چنانچه آتش را دركاتى است.
((لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً)) در بهشت سخنى كه فايده نداشته باشد شنيده نميشود، و بگفته بعضى كلامى كه لغو و بيهوده باشد شنيده نميشود، مانند قول آنها نابل و دارع يعنى صاحب تير و زره، حيطه گويد:
(او غررتنى و زعمت انك لابن بالصيف تأمر) آيا فريب دادى مرا كه پنداشتم كه در زمستان صاحب شير و خرمايى.
((فِيها)) يعنى در اين بهشت.
((عَيْنٌ جارِيَةٌ)) چشمه روانى است، بعضى گفتهاند آن اسم جنس است و براى هر انسانى در قصرش از بهشت چشمه روانى است از هر شراب و نوشابهاى كه بخواهد، و در چشمههاى روان از زيبايى و لذّت و منفعت