ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٠ - اقوال در اين آيه
آتشى را كه در نهايت حرارت است.
((تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ)) يعنى و سقايت ميشوند از چشمه سوزانى كه حرارت و گرميش در كمال و غايت گرمى است.
حسن گويد: جهنّم از روزى كه خلق شده بر آن چشمه افروخته است، پس آن گروه را تشنه بر آن اندازند و اين است شراب ايشان سپس طعام آنها را ياد نموده و فرمود:
((لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ)) براى ايشان طعامى نيست مگر ضريع، و آن قسمتى از خار است كه بآن شبرق ميگويند، و اهل حجاز آن را ضريع مينامند وقتى خشك شود و آن پليدترين طعام است و هيچ چهار پايى آن را نميخورد، و ضحاك از ابن عبّاس از رسول خدا ٦ روايت نموده كه ميفرمود ضريع چيزى است در آتش شبيه خار تلختر از زهر و بدبوتر از مردار و سوزندهتر از آتش خداوند آن را ضريع ناميده است.
ابو درداء و حسن گويند: خداوند بر اهل آتش گرسنگى فرستد تا نزد ايشان برابر و معادل عذاب آتش آنها را شكنجه دهد، پس التماس طعام كنند، پس به آنها طعامى كه صاحب غم و غصه باشد دهند كه گلوى آنها را بگيرد، پس بخاطرشان آيد كه در دنيا غصّهها و گلوگيريها را به سبب آب بر طرف ميكردند، پس طلب آب كنند و خداوند سبحان هزار سال ايشان را تشنه نگهدارد، سپس بآنها از چشمهاى سوزان و داغى آب دهند كه گوارا نباشد، و هر وقت آنها را بآن چشمه نزديك كنند پوست صورتشان كباب شده و جدا گردد و چون بشكمشان برسد آن را قطع و پاره