ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٣ - اعراب
|
و ان تلتق الحى الجميع تلاقنى |
الى ذروه البيت الرفيع المصمد |
|
و اگر تمام قبيله براى مفاخره و مباهات جمع شوند خواهى ديد مرا كه در اعلا درجه شرف و مقام قرار دارم الكفو و الكفىء و الكفاء در معنى يكيست و آن مثل و نظير و مانند است، نابغه گويد:
|
لا تقذفنّى بركن لا كفاء له |
و لو تاثفك الاعداء بالرفد |
|
مرا بامر بزرگى كه نظير و مثلى براى او نيست نسبت ندهيد اگر چه دشمنان من بآن احاطه و بعضى يكديگر را بعطاء و معونه كمك كند، حسان گويد:
|
و جبرئيل رسول اللَّه منّا |
و روح القدس ليس له كفاء |
|
و جبرئيل رسول خدا از ماست و نيز روح القدسى كه براى او مانندى نيست از ماست، و ديگرى در الكفىء گويد:
|
امّا كان عباد كفيئا لدارم |
بلى و لا بيات بها الحجرات |
|
امّا حجرات عباد مثل و مانند خانه و خيمههاى دارم بود، شاهد اين بيت كلمه كفيئا است كه بمعناى مثل و مانند است.
اعراب:
ابو على گويد: در اعراب اللَّه( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) دو قسم جايز است:
١- اينكه خبر مبتداء باشد و اين بنا بر قول آنست كه گفته است هو كنايه از اسم خداى تعالى است سپس جايز است در قول خدا، احد آنچه جايز است در قول تو كه مىگويى زيد اخوك قائم.
٢- بنا بر قول كسى كه باين مبنى رفته كه هو كنايه از قصه و حديث است، پس اسم اللَّه در نزد او مرفوع بمبتدا بودن واحد خبر آنست و مانند آنست قول خداى تعالى( فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا) مگر اينكه