ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥ - دليل
خلقت و الى السماء كيف رفعت و الى الجبال كيف نصبت و الى الارض كيف سطحت بفتح اوائل و ضم تاء، آيا پس نظر نميكنند بسوى شتر كه چگونه آفريدم و بآسمان كه چگونه بر افراشتم و بسوى كوهها كه چگونه نهادم و بسوى زمين كه چگونه گستردم.
و از ابن عبّاس و قتاده و زيد بن اسلم و زيد بن على الا من تولى به تخفيف روايت شده است.
دليل:
دليل كسى كه تصلى گويد آيه شريفه،( سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ) و قول خدا( إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ)، و دليل كسى كه تصلى قول خدا( ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ) و صلوه مانند اصلوه است و لا غيه مصدر بمنزله عاقبه و غافيه است و ممكن است كه صفت باشد مثل اينكه مىگويى (لا تسمع فيها كلمه لاغيه)، نمى شنوى در آن كلمه لغوى و اوّل بهتر است براى قول خداى تعالى:
(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً)، نميشنوند در بهشت لغوى را، و لا تسمع بنا بر اينكه بفاء فعل براى مفعول به باشد نيكوست، براى اينكه خطاب عينا مصروف بيك نفر نيست.
و بنا بر اينكه بفاء فعل براى فاعل باشد نيز خوب است بنا بر شياع در خطاب اگر چه براى يك نفر باشد، و بنا بر اين است، آيه و اذا رأيت ثمّ رأيت نعيما، و ممكن است كه خطاب به پيغمبر ٦ باشد و هر يك از تاء و ياء در تسمع و يسمع نيكوست بنا بر لفظ و بنا بر معنى.
و امّا قول خدا، ايّابهم بنا بر تشديد، ابو الفتح گويد ابو حاتم انكار كرده اين قرائت را براى اينكه آن را حمل كرده بر مثل كذبوا كذابا