ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٩ - تفسير
كه با ايشان سنگريزههايى باشد آماده براى هلاك مردم معيّنى كه فقط هدفشان آنها باشد نه غير آنها پس ايشان (بمباران) كنند تا هلاك شوند و بطورى بر ايشان بزنند كه بر ديگرى از غير ايشان نخورد و كسى كه داراى خرد و عقل مختصرى باشد شك نميكند كه اين نميشود مگر از فعل خداى تعالى كه مسبب الاسباب و آسان كننده مشكلات است و براى هيچ كس نيست كه منكر اين معنى و موضوع شود كه پيامبر ٦، وقتى اين سوره را براى اهل مكّه خواند تكذيب نكردند بلكه اقرار كردند بآن و با حرص شديدى كه بر تكذيب آن حضرت داشتند، و توجّه كامل بر ردّ او وى را تصديق نمودند، براى آنكه آنها قريب العهد باصحاب فيل بودند پس اگر اين موضوع پيش ايشان حقيقت و اساسى نداشت، هر آينه آن را انكار مينمودند، و چطور حال اينكه ايشان آن را مبدء تاريخ قرار دادند چنانچه بناء كعبه و مرگ جناب قصى بن كعب و غير آن را مبدء تاريخ قرار دادند و شعراء بسيار قصه فيل را ياد كرده و بنظم آورده و راويان از آنها نقل كردهاند، و از آنهاست ابيات اميه بن ابى الصلت كه گويد:
|
انّ آيات ربّنا بيّنات |
ما يمارى فيهنّ الّا الكفور |
|
بيگمان آيات پروردگار ما واضح و روشن است در آنها شك و ترديد نكنند مگر ناسپاسان.
|
حبس الفيل بالمغمس حتّى |
ظلّ يحبو كانّه معقور |
|
فيلها در مغمس (كه نام محلّى است در راه طائف) محبوس و از رفتن بسوى مكّه باز ماندند مثل آنكه دست و پاى آنها را قطع كردهاند.
عبد اللَّه بن عمرو بن مخزوم گويد: