ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٦ - قصه اصحاب الفيل
|
قد حجّ فى ذا العام من كان رجى |
فاكثر لناكرى صدق فالنجاء |
|
امسال هر كس اميد داشت موفّق شد و حج را بجا آورد، پس براى ما يك شتر نجيب كرايه نما و عجله كن.
|
و احذر فلا تكتر كريا اعرجا |
علجا اذا سار بنا عفنججا |
|
و پرهيز كن از اينكه مركوب لنگ كرايه كنى كه از علج مكارى كافر عجمى احمق تنومند باشد كه ما را حمل نمايد.
شاهد اين دو بيت كلمه فاكثر و فلا تكتر است كه در هر دو موضع كسره حذف شده است.
لغت:
ابابيل: گروهى از پرندگان هستند در حال تفرقه دسته دسته و مفردى براى آن نيست در گفته ابى عبيده و قراء مانند عباديد، كسايى گويد: مفرد آن ابوّل مانند عجول، ابو جعفر رواسى پنداشته كه شنيده است كه مفرد و واحد آن اباله است.
اعراب:
(كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ) منصوب بفعل است بنا بر مصدريّت يا بنا بر حاليّت از ربّ و تقديرش اينست، الم تر اى فعل فعل ربّك، آيا نديد چه كارى كرد پروردگار تو يا آيا انتقام بود، فعل پروردگارت بايشان يا كيفر كردار ايشان بود و مثل اين و جمله ايكه آن( كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ) بود سدّ مسدّ و مفعول ترى است يعنى جاى دو مفعول ترى نشسته است.
قصه اصحاب الفيل
روايات وارده اتّفاق كردهاند بر اينكه پادشاه يمن كه تصميم ويرانى كعبه