ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧ - تفسير
نفعى ندهد زيرا كه آن حضرت مبعوث شده براى موعظه و تذكر و بيم دادن پس بر اوست تذكّر در هر حال، نفع دهد يا ندهد، و حالت دوّم عدم (نفع) را ياد نكرد، مانند آيه شريفه( سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِيلَ تَقِيكُمْ- بَأْسَكُمْ)، لباسهايى كه شما را از گرما نگه ميدارد، و لباسهايى كه شما را در جنگ حفظ ميكند، و خداوند سبحان بر تفصيل دو حالت اعلام فرمود بقولش:
((سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى)) يعنى بزودى متعظ ميشود بقرآن كسى كه از خدا ترسيده و از عقاب و مؤاخذه او بهراسد.
((وَ يَتَجَنَّبُهَا)) دورى ميكند از موعظه و تذكّر.
((الْأَشْقَى)) يعنى بدبختترين گناهكاران، زيرا براى گنهكاران درجاتى است در شقاوت و بدبختى، پس بزرگترين آنها از جهت درجات آنست كه كفر بخدا و يكتايى او ورزيده و غير او را پرستيده است.
ابو مسلم گويد: اشقى و بدبختتر از دو طايفه آنكه در گناه غوطه مى زند و آنكه از ياد خدا و موعظه دورى مينمايد.
((الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى)) حسن گويد: آنكه ملازم ميشود بزرگترين آتش را كه آتش دوزخ باشد و آتش كوچك را كه آتش دنيا باشد.
فراء گويد: آتش بزرگ طبقه زيرين از دوزخ است.
((ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى)) آن گاه نمىميرد پس راحت شود( (وَ لا يَحْيى)) و نه زنده ميشود حياتى كه او را سود بخشد بلكه حيات و زندگى او و بال بر او است كه آرزو ميكند زوال و پايان آن را براى آنچه را كه از انواع عذابها و شكنجهها براى اوست در آن زندگى، و بعضى گفتهاند:( وَ لا يَحْيى) يعنى روح زندگى را احساس نميكرد.