ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٧ - دليل
ضمّه خوانده و ما بقى بفتح عين و ميم قرائت كردهاند.
دليل:
ابو الحسن گويد بيشتر مشدّد خواندهاند، مىگويى فلانى از اينجا و از آنجا جمع مال ميكند، ابو عمرو گويد جمع بدون تشديد است آن گاه كه بيشتر شود و هر گاه ثقيل خوانده شود، پس آن شيء بعد شيء چيزى بعد چيزى خواهد بود.
ابو على گويد جايز است كه جمع باشد براى چيزى كه در وقت نزديك جمع ميشود به تدريج و شيئا بعد شيء جمع نشود، خداوند سبحان ميفرمايد( وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً) و دميده ميشود در صور، پس ايشان را جمع ميكنيم جمع كردنى، يعنى يك مرتبه و در وقت نزديك.
اعشى گويد:
|
و لمثل الذى جمعت لريب الدهر لا مسند و لا زمّال |
و براى مانند آن چنان كسى كه جمع نمود براى عدم اطمينان بروزگار كه نه حرام زاده است و نه جبون و ترسو است، شاهد اين بيت كلمه جمعت است كه بمعناى جمع كردن تدريجى است.
و شبيهتر به صحّت اينكه آلات حربى در يك وقت جمع نشود، فقط آن شيء بعد شيء باشد، پس بنا بر اين جايز است كه شيئا بعد شيء جمع شود در قول كسى كه آن را بتخفيف خوانده چنانچه مىگويى اين مطلب را در قول كسى كه با تشديد خوانده است، و كسى كه عمد خوانده آن را جمع عمود گرفته چنانچه گفتهاند، افق و ادم و اهب در جمع افيق و اديم و اهاب و اين نامى از نامهاى جمع غير مستمرّ و گاهى هم حارس و حرس و غائب و غيب و خادم و خدم و رائح و روح گفتهاند و آن در اينكه شايع نيست