ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٩ - تفسير
ابو مسلم گويد: چنانچه خدا تو را ترحّم نموده و عطا كرد و تو عيالمند و بىمال بودى، پس بسائلت ترحم كن و چيزى باو بده.
جبائى گويد: مقصود تمام مكلّفين است گرچه خطاب به پيغمبر ٦ است، و بگفته حسن مقصود از سائل طالب علم و طلّاب علومند و آن متّصل بقول خدا( وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى) است، يعنى بياموز هر كس كه از تو سؤال علم ميكند چنانچه خداوند تو را تعليم شرايع نمود و تو بآن عالم نبودى.
((وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ)) يعنى نعمتهاى خدا را ياد كن و اظهار نما و آن را بازگو كن، و در حديث است كه كسى كه مردم را سپاس نگويد خدا را سپاس نگفته و كسى كه شكر كم و اندك را بجا نياورد، شكر زياد را هم نكرده است و بازگو كردن و حديث گفتن نعمت خدا شكر است و ترك آن كفر و ناسپاسى.
و بگفته كلبى اراده كرده از اين نعمت قرآن را كه گويد و قرآن بزرگ ترين نعمتى بود كه خدا بر او انعام فرمود، پس امر كرد او را كه آن را قرائت كند و بگفته مجاهد مقصود از آن نعمت مقام نبوّت و رسالت است كه پروردگارت تو را عطا نمود، و زجاج هم همين را اختيار كرده و گويد: يعنى ابلاغ رسالت نما و نبوّتى را كه خدا به تو داده است بازگو كن و آن بزرگترين نعمتها است، و گفتهاند يعنى شكر كن براى آنچه ياد شد در اين سوره از نعمتهاى خدايى بر تو، حضرت صادق ٧ فرمود يعنى بازگو