ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٠ - تفسير
تفسير:
((وَ الضُّحى)) خداوند سوگند ياد نمود بتمام نور روز از گفته ايشان ضحى فلان للشمس آن گاه كه ظاهر شود براى خورشيد و دلالت ميكند بر آن قول خدا در مقابل آن:
((وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى)) و سوگند بشب آن گه كه سياهى آن عالم را فرا ميگيرد، يعنى تاريكى آن ساكن و مستقر گردد و بگفته بعضى مقصود به ضحى ساعت اوّل از روز است و بگفته بعضى ديگر صدر روز و آن ساعتيست كه در آن خورشيد بالا آمده (وقت چاشتگاه) و موقع اعتدال روز است در گرما و سرما در تابستان و زمستان.
جبائى گويد: يعنى قسم به پروردگار چاشتگاه و پروردگار شب آن گه كه تاريكيش همه جا را بگيرد.
عطاء و ضحاك گويند: اذا سجى يعنى آن گاه بپوشاند تاريكيش هر چيز را، و بگفته حسن آن گاه كه تاريكى آن اقبال كند.
((ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى)) اين جواب قسم است، و معنايش اينست كه اى محمّد پروردگار تو ترك نكرد تو را و وحى را از تو قطع ننموده كه رها كرده باشد تو را و دشمن نداشت تو را از روزى كه تو را برگزيد.
((وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى)) يعنى اينكه ثواب آخرت و نعمتهاى دائمى در آن براى تو بهتر است از دنياى فانيه و بودن در آن.
ابن عبّاس گويد: يعنى اينكه براى آن حضرت در بهشت هزار هزار (يك مليون) قصر است از لؤلؤ كه خاكش از مشك است و در هر قصرى آنچه سزاوار و شايسته است براى آن حضرت از همسران و خدمتگزاران