فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٧١ - درو
كرده، آنها را پاره مىكند؛ همانند شير و پلنگ. [١] در اين مدخل از واژه «سبع»، «قسورة» و «جوارح» استفاده شده است.
تعليم درّنده
١. حيوانات درّنده، موجوداتى قابل تعليم و فرمانبرى:
... وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ ... [٢]
مائده (٥) ٤
شكار درّنده
٢. حرمت استفاده از شكارهاى درّنده، در صورت عدم تذكيه آنها پيش از مرگ:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ ....
مائده (٥) ٣
٣. حلّيّت شكارهاى درّندگان، در صورت تذكيه آنها قبل از مرگ:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ ....
مائده (٥) ٣
٤. جواز استفاده از مرده شكار درّنده، در حال اضطرار و عدم تعمد به گناه:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ ... فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ. [٣]
مائده (٥) ٣
٥. استفاده از گوشت شكارهاى درّنده بدون تذكيه، موجب فسق و خروج از طاعت خداوند:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ ... ذلِكُمْ فِسْقٌ ... [٤]
مائده (٥) ٣
٦. جواز استفاده از شكار درّنده تعليم ديده بدون تذكيه، در صورت بردن نام خدا، به هنگام فرستادن آن براى شكار:
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ.
مائده (٥) ٤
فرار از درّنده
٧. رويگردانى كافران از قرآن، همچون فرار گورخر از شير درّنده:
فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ.
مدثر (٧٤) ٤٩-/ ٥١
نيز--) سگ
دِرو
در اين مدخل از واژه «حصد» و مشتقّات آن استفاده شده است.
[١] . لغتنامه، ج ٧، ص ٩٣٧٠، «درّنده»؛ لسانالعرب، ج ٦، ص ١٥٧، «السَبُع»
[٢] . «جوارح» جمع «جارحه» به هر حيوان درّنده گفتهمىشود. (مفردات، ص ١٩١، مادّه «جرح»)
[٣] . از امام باقر عليه السلام در توضيح «غير متجانف» در آيه مزبور، روايت شده: جواز استفاده منوط به اين است كه غير مُتعمد به گناه باشد. (تفسير قمى، ج ١، ص ١٦٢) يعنى: مقدّمات اضطرار را خود فراهم نكرده باشد و يا در صورت اضطرار زيادهروى نكند و يا در سفر حرامى مضطر نشده باشد و .... (مجمعالبيان، ج ٣- ٤، ص ٢٤٧)
[٤] . بنا بر اينكه «ذلكم» اشاره به جميع عناوين ياد شده در آيه باشد. (مجمعالبيان، ج ٣- ٤، ص ٢٤٥)