فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٥٢ - تعقل
٢. انگيزه براى عبادت
٢٢. بهرهمند شدن از خير (رفاه، آسايش و تندرستى)، انگيزه برخى انسانها براى عبادت خداوند:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ... [١]
حج (٢٢) ١١
٣. بهره نبردن از آيات قرآن
٢٣. موقعيّت برتر اقتصادى و اجتماعى و بهرهمندى از خير مادّى، زمينهساز غفلت از حق و بهره نبردن از آيات قرآن:
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا.
مريم (١٩) ٧٣
٤. حكمت
٢٤. بهرهمندى از خير، سبب برخوردارى از حكمت:
... وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ.
بقره (٢) ٢٦٩
٥. رستگارى
٢٥. بهرهمندى از خير، موجب نيل به رستگارى:
فَآتِ ذَا الْقُرْبى ... ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
روم (٣٠) ٣٨
٦. هدايت ويژه
٢٦. خير در انسان، موجب برخوردارى از هدايتهاى ويژه خداوند و پذيرش معارف دين:
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ ... [٢]
انفال (٨) ٢٣
عوامل بهرهمندى از خير
١. ايمان
٢٧. ايمان به خدا، زمينه بهرهمندى از همه خيرات:
لكِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ ... وَ أُولئِكَ لَهُمُ الْخَيْراتُ ... [٣]
توبه (٩) ٨٨
٢٨. وعده خداوند به اسيران جنگ بدر، به بهرهمندى از خير و مواهب برتر از فديه گرفته شده از آنان، در صورت گرويدن آنان به اسلام و ايمان:
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ ... [٤]
انفال (٨) ٧٠
٢. پذيرش اسلام
٢٩. وعده خداوند به اسيران جنگ بدر، به بهرهمندى از خير و مواهب برتر از فديه گرفته شده از آنان، در صورت گرويدن آنان به اسلام و ايمان:
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ ... [٥]
انفال (٨) ٧٠
٣. تعقّل
٣٠. بهرهمندى از خير زمينه انديشه و تعقّل:
... وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ.
قصص (٢٨) ٦٠
[١] . مراد از «خير» در آيه: رفاه، تندرستى، فراوانى و كثرت مال است. (مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ١٢٠)
[٢] . چون خداوند معارف دين را براى تمامى انسانها بيانكرده و به گوش همگان رسانده معلوم مىشود مراد از اسماع در آيه هدايتها و توفيقات ويژه خداوند است كه تنها شامل دارندگان استعدادهاى خاص مىشود
[٣] . مقصود از «خيرات» بنا بر قولى منافع، مدح و تعظيم در دنياست. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٨٩)
[٤] . مقصود از «خيراً» اوّل اسلام و اخلاص يا ميل به اسلام و صداقت در نيّت است و مراد از موصول «ما أخذ ...» فديه است. (همان، ج ٣-/ ٤، ص ٨٦٠)
[٥] . مقصود از «خيراً» اوّل اسلام و اخلاص يا ميل به اسلام و صداقت در نيّت است و مراد از موصول «ما أخذ ...» فديه است. (همان، ص ٨٦٠)