فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٠٤ - خروج دابةالارض
٢. تهيّه خيمه از پوست حيوانات، با قابليّت حمل و نقل، از نعمتهاى خدا:
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَناً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ ....
نحل (١٦) ٨٠
خيمههاى بهشت
٣. خيمههاى بهشتى، محلّ اسكان حوريان:
حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ.
الرّحمن (٥٥) ٧٢
٤. خيمههاى بهشتى، داراى پردههايى از درّ و ياقوت و مرجان:
حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ. [١]
الرّحمن (٥٥) ٧٢
نيز--) حورالعين
دابّةالارض
دابّةالارض، موجود شگفتى است كه در آستانه قيامت از بين صفا و مروه خروج مىكند [٢] و مردم را با نشانههاى مخصوصى به امر الهى علامتگذارى نموده، مؤمن را از كافر جدا مىسازد. خروج اين موجود شگفت از «اشراطالسّاعه» شمرده شده است. [٣] در مورد تطبيق دابّةالارض در روايات اسلامى و سخنان مفسّران، بحثهاى گوناگونى شده است. در اين مدخل از عبارت «دابّة من الارض» استفاده شده است.
پيام دابّةالارض
١. استمرار ترديد و ناباورى بشر به آيات الهى، پيام و كلام دابّةالارض:
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ. [٤]
نمل (٢٧) ٨٢
تكلّم دابّةالارض
--) همين مدخل، پيام دابّةالارض، حقيقت دابّةالارض، نشانهگذاريهاى دابّةالارض
حقيقت دابّةالارض
٢. دابّةالارض، موجودى سخنگو و داراى پيام:
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ.
نمل (٢٧) ٨٢
٣. دابّةالارض، موجودى با عظمت و شگفت:
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ... [٥]
نمل (٢٧) ٨٢
خروج دابّةالارض
٤. تعلّق اراده الهى بر خروج دابّةالارض، به شكل خارق العاده از زمين:
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ... [٦]
نمل (٢٧) ٨٢
[١] . از امام صادق عليه السلام در مورد اين آيه سؤال شد. فرمود: حوريان، سفيد اندامهايىاند كه در خيمههايى از درّ، ياقوت و مرجان پردهنشيناند. (تفسير نورالثقلين، ج ٥، ص ٢٠٢، ح ٧٨)
[٢] . مفردات، ص ٣٠٦، «دب»
[٣] . مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٤٠٤
[٤] . «كانوا ... لايوقنون» مفيد استمرار است. (الميزان، ج ١٥، ص ٤٣٤)
[٥] . نكره آوردن «دابّةً» نشانه عظمت و شگفتى آن است
[٦] . با توجّه به اينكه اين حادثه در گذشته واقع نشده و نيز با توجّه به معناى آيه كه واقع شدن آن قطعى است، پس در آينده اتّفاق خواهد افتاد