فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٥٩ - خوف
٩. مال انفاقشده در راه خدا، مانند روييده شدن هفت خوشه از يك دانه و صد دانه، از يك خوشه:
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ.
بقره (٢) ٢٦١
خوشه خرما
١٠. خداوند، ايجادكننده خوشه خرما، به وسيله باران:
وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ ... وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ ... [١]
انعام (٦) ٩٩
١١. تشويق خداوند به مطالعه در خوشههاى انبوه و با چينش منظّم درخت خرما:
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ ... ء وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ. [٢]
ق (٥٠) ٦ و ١٠
خوشه گندم
١٢. مصونيّت غلات در مقابل آفات، در صورت نگهدارى در خوشههاى آن:
... فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ. [٣]
يوسف (١٢) ٤٧
١٣. پيشنهاد نگهدارى هفت سال محصول گندم در خوشههاى آن براى سالهاى قحطى، از جانب يوسف عليه السلام:
يُوسُفُ ... قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ.
يوسف (١٢) ٤٦ و ٤٧
خوشه موز
١٤. بهرهمندى اصحاب يمين در بهشت، از موزهاى خوشه خوشه و روى هم چيده:
وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ. [٤]
واقعه (٥٦) ٢٧ و ٢٩
خوف
خوف به معناى ترس [٥] و انتظار چيزى ناخوشايند به واسطه علايم ظنّى يا علمى است. [٦] در اين مدخل از واژههايى مانند «حذر»، «خشيت»، «خوف»، «رعب»، «رهب»، «شفق»، «فزع»، «وجلة»، «يفرقون» و آنچه به گونهاى معناى ترس را مىرساند،
[١] . «قنوان» به معناى خوشه تر است و «قنوان دانيه» يعنى خوشههاى نزديك كه در دسترس باشد. (مفردات، ص ٦٨٦، «قنو»)
[٢] . «طلع» به معناى آنچه از خرما ظاهر مىشود؛ يعنى شكوفهها، و «نضيد» به معناى روى هم انباشتن است. از همين معنا استعاره شده «طلع نضيد» يعنى ميوههاى خرما كه متراكم بر خوشهها قرار دارد. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٢١٣)
[٣] . اينكه حضرت يوسف عليه السلام دستور داد «فذروه فى سنبله» كه گندم را نكوبند و همچنان در سنبله بماند، براى اين بود كه جانور نمىتواند داخل سنبله شود و در نتيجه، گندم هر چه هم بماند خراب نمىشود. (همان، ج ٥- ٦، ص ٣٦٤- ٣٦٥)
[٤] . بنا بر احتمالى، مقصود از «طلح منضود» درخت موز است. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٣٢٩)
[٥] . لغتنامه، ج ٦، ص ٨٨٩٥، «خوف»
[٦] . مفردات، ص ٣٠٣، «خوف»