فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣١٠ - داماد
دارالقرار
قرار، مكانى است كه در آن چيزى استقرار مىيابد.
بدين جهت، آخرت، «دارالقرار» ناميده شده كه بهشت و اهل آن و جهنّم و اهلش در آن استقرار مىيابند. [١] اين واژه يك بار در قرآن آمده است:
... وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ.
غافر (٤٠) ٣٩
دارالمتّقين
دارالمتّقين، بهشت است كه انسانهاى با تقوا و مطيع خدا در آن وارد مىشوند. نيز گفته شده، دارالمتّقين، «جنّات عدن» يا بنا بر قولى ديگر همين دنيا است، زيرا مردم در اين دنيا به سبب اعمالشان به پاداش و جزا مىرسند. [٢] «دارالمتّقين»، يك بار در قرآن آمده است:
... وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ.
نحل (١٦) ٣٠
دارالمقامه
دارالمقامه، بهشت است [٣] كه افراد در آن اقامت هميشگى پيدا مىكنند و از آنجا به جاى ديگرى منتقل نمىشوند [٤] و مرگ به سراغ آنان نمىآيد. [٥] اين واژه يك بار در قرآن آمده است:
الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ ....
فاطر (٣٥) ٣٥
دارالندوه
--) ليلةالمبيت
داستان
--) قصّه در قرآن
داعى/ اسماوصفات
داعى، اسم فاعل از «دعا، يدعو» صفت فعل الهى به معناى «خواننده به سوى سعادت و روز رستاخيز» است. [٦] فعل آن در قرآن، در موارد متعدّدى به خداوند نسبت داده شده است؛ همچون:
... وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ ....
بقره (٢) ٢٢١
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ ....
يونس (١٠) ٢٥
دافع/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى به معناى دور كردن و ردّ كردن و بازداشتن است. [٧] اين صفت الهى يك بار در قرآن آمده است:
إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا ....
حج (٢٢) ٣٨
داماد
داماد، در لغت به معناى مردِ تازه زن گرفته، شوهر دختر، شوهر خواهر [٨] آمده است و در اصطلاح به
[١] . التّبيان، ج ٩، ص ٧٩؛ الدرالمنثور، ج ٥، ص ٣٥١
[٢] . التّبيان، ج ٦، ص ٣٧٦- ٣٧٧
[٣] . الميزان، ج ١٧، ص ٤٨
[٤] . فتحالقدير، ج ٤، ص ٣٥١
[٥] . مجمعالبيان، ج ٧- ٨، ص ٦٤٠
[٦] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ١، ص ٤٦٨
[٧] . همان، ص ٤٦٩
[٨] . فرهنگ فارسى، ج ٢، ص ١٤٨٧، «دامادى»