فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٠٢ - خيرالغافرين/ اسماوصفات
نفى خير
٤٨٤. كافران، نفىكننده خير بودن دين اسلام، براى پيروان آن،:
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ... لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ. [١]
احقاف (٤٦) ١١
خير/ اسماوصفات
خير، مقابل شرّ، [٢] به معناى خوبى [٣] و چيزى است كه مورد رغبت و خواسته همگان باشد [٤] اين واژه از اوصاف كماليّه الهى [٥] كه چهار بار در سورههاى يوسف (١٢) ٦٤؛ كهف (١٨) ٤٤؛ طه (٢٠) ٧٣؛ نمل (٢٧) ٥٩ آمده است.
نيز--) خدا، خير بودن خدا
خيرالحافظين/ اسماوصفات
خيرالحافظين از اسما و صفات خداوند و به معناى بهترين نگهدارندگان و نگهبانان است و يك بار در سوره يوسف (١٢) ٦٤ آمده است. [٦]
نيز--) خدا، حفاظتهاى خدا
خيرالحاكمين/ اسماوصفات
خيرالحاكمين از اسما و صفات الهى و به معناى بهترين داوران و فرمانروايان است و سه بار در سورههاى اعراف (٧) ٨٧؛ يونس (١٠) ١٠٩ و يوسف (١٢) ٨٠ آمده است. [٧]
خيرالرّاحمين/ اسماوصفات
خيرالرّاحمين از اسما و صفات الهى به معناى بهترين مهربانان است و دو بار در سوره مؤمنون (٢٣) آيات ١٠٩ و ١١٨ آمده است. [٨]
نيز--) رحمت، رحمت خدا
خيرالرّازقين/ اسماوصفات
خيرالرّازقين از اسما و صفات الهى و به معناى بهترين روزىدهندگان است و پنج بار در سوره مائده (٥) ١١٤، حجّ (٢٢) ٥٨، مؤمنون (٢٣) ٧٣، سبأ (٣٤) ٣٩ و جمعه (٦٢) ١١ آمده است. [٩]
نيز--) رزق
خيرالغافرين/ اسماوصفات
خيرالغافرين از اسما و صفات الهى و به معناى بهترين آمرزندگان است و يك بار در سوره اعراف (٧) ١٥٥ آمده است. [١٠]
نيز--) مغفرت
[١] . مقصود از خير در آيه، چيزى است كه محمّد صلى الله عليه و آله به آندعوت مىكرد. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ١٢٩)
[٢] . لسانالعرب، ج ٤، ص ٢٥٧، «خير»
[٣] . لغتنامه، ج ٦، ص ٨٩٤٤، «خير»
[٤] . مفردات، ص ٣٠٠، «خير»
[٥] . الميزان، ج ١٤، ص ١٨٣، ذيل آيه ٧٣ طه (٢٠)
[٦] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ١، ص ٤٠٤
[٧] . همان، ص ٤٠٥
[٨] . همان، ص ٤٠٥
[٩] . همان، ص ٤٠٦
[١٠] . همان، ص ٤٠٨