ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٣ - مجلس اول جلسه روز شنبه اول ماه مبارك رمضان سال ٤٠٤ در مدينة السلام، درب رباح، محله زيارين، منزل ضمرة ابو الحسن على بن محمد بن عبد الرحمن فارسى - عزتش پايدار باد - كه از نوشته خود ديكته فرموده است
اختلاف و دشمنى نمودهاند، و برقرارى الفت است ميان كسانى كه از هم دورى جستهاند.
١١- حمّاد بن عيسى گويد: به امام موسى بن جعفر ٨ عرض كردم: قربانت، از خدا بخواه كه اوّلًا مرا فرزندى عنايت كند، و نيز تا زمانى كه زندهام از حجّ محرومم نسازد. آن حضرت برايم دعا كرد و خداوند اين فرزند را به من روزى فرمود. و چه بسا ايّام حجّ فرا مىرسد و هيچ راهى براى تهيّه خرجى راه بفكرم نمىرسد و خداوند از جايى كه گمان ندارم مخارج راهم را مىفرستد.
١٢- عمرو بن جميع گويد: امام صادق ٧ به من فرمود: هر كس براى فراگيرى فقه و قرآن و تفسير نزد ما آيد راهش دهيد، و هر كس براى فاش ساختن عيب و سرّى كه خداوند مستورش داشته نزد ما آيد مانعش شويد و از ورود وى جلوگيرى كنيد. مردى از ميان آن قوم عرض كرد: قربانت، اجازه مىدهيد حال خود را براى شما بازگو كنم؟ فرمود: اگر خواهى بگو. گفت: به خدا سوگند دير زمانى است كه من مبتلا به گناهى هستم و هر چه مىخواهم از آن دست بردارم و توبه كنم نمىتوانم! حضرت باو فرمود: اگر واقعاً راست بگوئى خداوند تو