روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٩٢ - روزشمار جنگ سه شنبه /١٣ مهر ١٣٦١ /١٧ ذی الحجه ١٤٠٢ /٥ اکتبر ١٩٨٢
رابعاً، پس از تحقق شرایط اساسی یادشده که البته در جای خود نقش محوری دارند، مسئله مهم دیگری قابل ذکر است. اهمیت این موضوع زمانی قابل تأملتر است که ما به لحاظ نظامی ناچار از ادامۀ عملیات باشیم. میدانیم که از یک سو شرایط تکنیکی و ابزاری و از سوی دیگر امکانات عمومی هر حرکت، اعم از سیاسی و نظامی، بهخصوص که زمان مشخصی برای آن تعیین نشده باشد، مسئلهای قابل توجه است. با شناختی که همۀ مردم از وضعیت کنونی ما در این زمینه دارند، بالطبع باید اطمینانهای محکمتری برای ادامة نبرد موجود باشد و طبیعی است که صرفاً در اختیار داشتن ابزار نظامی برای شروع، کافی نیست ... بالاخره در آخرین مرحلۀ جنگ، دشمن، ما را خواسته یا ناخواسته درگیر تداوم جنگ در خاک خود خواهد کرد. بنابراین، از امروز باید در اندیشۀ آن فردا باشیم.»[١]
٧١٨
«با توجه به این نکته که ایران مهم ترین رکن و عمدهترین عامل ثبات در منطقه، به خصوص خلیج فارس است، هرگونه ضربه زدن به ایران درحقیقت، تأثیر مستقیم بر ثبات منطقه دارد. ... این نکته با در نظر گرفتن فرهنگ مشترک، علایق مشترک، روحیات مشترک و بالاتر از همه، پیوند عمیق مذهبی میان ملتهای منطقه، امری بدیهی بوده و پدیده ای طبیعی تلقی میشود.»
روزنامۀ جمهوری اسلامی ضمن درج این مطالب در مقدمة مقالة خود با عنوان "سرمایهگذاری برای حفظ صدام" به پیروزیهای اخیر جمهوری اسلامی اشاره کرد و به بررسی بازتاب جهانی آن پرداخت. همچنین با اشاره به "عامل بیثباتی" در منطقه، موضعگیری های رژیمهای مرتجع منطقه و سرمایهگذاری آنها برای حفظ موقعیت صدام را یادآور شد و عواقب این موضعگیریها را چنین تشریح کرد: «کشورهای منطقه، از زمانی که پیروزی نهایی ایران در این جنگ محرز شد، مرتباً از اینکه ادامة این جنگ باعث بیثباتی در منطقه شود، گلایه میکنند. آنها اظهار میدارند که دیگر ادامة جنگ به صلاح منطقه نیست، لکن درعین حال از متجاوز حمایت میکنند تا به جنایاتش ادامه دهد!
... اگر فرض کنیم ادامة جنگ باعث ایجاد بیثباتی در منطقه شده است، طبعاً باید پذیرفت که شروع جنگ نیز در ایجاد بیثباتی نقش بهسزایی داشته است. درنتیجه کشور متجاوز یعنی کشوری که جنگ را آغاز کرده است، بایستی بهعنوان
عامل ایجاد بیثباتی
در منطقه شناخته شود. در این صورت نمیتوان انتظار داشت که جز با از میان برداشتن "عامل بیثباتی"، منطقه روی آرامش و ثبات به خود ببیند. بهعلاوه حمایت کشورهای منطقه از رژیم متجاوز صدام، به منزلۀ تلاش برای ادامۀ بیثباتی در منطقه است و در صورت ادامه، نمیتواند بدون عکسالعمل باشد. اگر بپذیریم جنگ باعث ایجاد بیثباتی در منطقه شده، باید مشخص گردد چه عاملی باعث شروع این جنگ شده و با چه پشتوانهای
این جنگ آغاز شده است. این نخستین مرحله برای بازگشت ثبات به منطقه است.
[١] ٣١. مأخذ ٢٧، ص ٤ ضمیمه.